من بعد از اون از اون خیابونا رد میشدم چشمامو میبستم
اون اهنگا پخش میشد اشکام میریخت
اون کتابایی ک اون برام خریده بود رو هرجا تومغازه ای میدیدم داغ دلم تازه میشد
هر کی میدیدم حلقه دستشه
هر زوجی میدیدم
هر وقت میدیدم دونفر همو خیلی دوست دارن... اخ از دلم
نمیبخشمش
همین الانم بعد دوسال گریم گرفت