تو روزایی که ادم از دشمنش یه زخم میخوره و از آشناهاش هزار تا یاد گرفتم خودم حال دلمو خوب کنم .یاد گرفتم با اینکه خودم کوه دردم اما دور و بریامو شاد کنم و بخندونمشون . یاد گرفتم حتی اگه کسی وقت نداشت برام خودم برا خودم وقت بزارم و ب خودم بها بدم قرار نیست همیشه آدم محتاج نگاه این و اون باشه .اینا رو گفتم که برسم به دلیل تیکری ک گذاشتم من پارسال خودمو انقد قوی دیدم که بدون توقعی از دیگران خودم برا خودم کیک تولد گرفتم و اقوامو ب پیک نیک دعوت کردم امسالم گفتم اینجا تاریخ بزارم جلو چشمم باشه .چون امسالم برا خودم نقشه ها دارم😊 ..یک روز میایی که من دیگر دچارت نیستم از صبر ویرانم اما چشم انتظارت نیستم
✌🏻 از هر آدمی به اندازه شعورش توقع داشته باشین ✋🏻🥲 حداقل اینطوری ،کمتر عذاب میکشین... چون ما به هررررکی پرو بال دادیم،پرواز کرد🕊️ از اون بالا رید💩 روی سرمون!! ❌اگه مخالف حرف منی🤔لازم نیست ،ریپلی کنی❌و نظرتو به من تحمیل کنی!! نظر من همینه ک برای اسی نوشتم.. نظر من برای تو نیست،به خودت نگیر ✌🏻😏 ❌❤️میشه ازت خواهش کنم برام 🖤 1دونه یا هرچندتا دوست داری عزیزم 🖤برام سوره کوثربخونی😢🌼🥰🖤 بِسْمِاللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیم❤️إِنَّا أَعْطَیْنَاکَ الْکَوْثَرَ ﴿١❤️﴾ فَصَلِّ لِرَبِّکَ وَانْحَرْ ﴿❤️٢﴾ إِنَّ شَانِئَکَ هُوالأبْتَرُ ﴿❤️٣﴾
ما دخترهای غمگین شانزده ساله ای بودیم که فکر میکردیم اگر میشد رنگ موهایمان را روشن کنیم ، تکلیفمان هم روشن می شد. ما ، با ماتیک های قایمکی و کابوس های یواشکی و آرزوهای دزدکی . ما و کارت پستال هایِ « سوختم خاکسترم را باد برد ، بهترین دوستم مرا از یاد برد».. ما و شعرهای دوران مدرسه ، اولین دست نوشته هایی که توی دفتر ِ کوچک یادداشت می نوشتیم و مشاور دیوانه به خیال اینکه این یک نامه برای پسر مردم است از ما می دزدید .ما ، که تمام عمر ترسیدیم دختر بدی باشیم . ترسیدیم مقنعه هایمان چانه دار نباشد و چشم سفید باشیم . ما که توی کتاب هایمان فروغ نداشتیم ، چون فروغ میان بازوان یک مرد گناه کرده بود ، ما فقط یادگرفتیم مثل کبری تصمیم های خوب بگیریم ، و آن مرد ؛ هر که می خواهد باشد . مهم این است که داس دارد…