
همانطور که سرم بر روی پاهایش بود و ارام موهایم را نوازش میکرد گفت؛من ممکنه کم بگم دوست دارم
اما تو سرما اولین کسی وقتی بی ملاحظه و بدون چتر میری زیر بارون اور کت شتری رنگشو میگیره بالا سرت منم
وقتی دستات یخ میکنه بی وقفه اونارو تو حصار دستاش قفل میکنه و با ها کردن گرمش میکنه منم
کسی که وقتی طبق عادتت یهو میری تو خودتت و بیرون اومدنت ار اون حس و حال میش سخت تر از یه جنگ و مدام کنارته و با نوازششاش تو رو اروم اروم میکشونه سمت خودش و اون دهن عین ماهیتو که باز میشد و هیچ اصواتی ازش خارجش نمیشدو مثل یه بلبل چهچه زن به حرف میاره منم
کسی که جلوش همیشه به ساده ترین و شلخته ترین شکل ممکن میگردی منم
کسی که تار مژه های نرم و پرتو وقتی خوابی میشمره منم
کسی که رگای پشت پلکتو لمس میکنه منم
منم که مثل ...
میان کلامش پریده و اجازه ندادم حرفش را کامل کند و ارام از صدایی که به زور خارج میشد گفتم؛تو تنها کسی هستی که مثل یه غارتگر بند بند وجودمو تصرف کردی و تار و پودمو مال خودت کردی
لبخند ارامی زد و اخم هایش هنوز هم درهم بود.این زیباترین پارادکس دنیا بود
گفت؛اونجا از اولم سرزمین من بود
تای ابروهایم را بالا انداخته و پا شدم و از فاصله کمی به چشم های روباهی اش نگاهی انداخته و گفتم؛تن من مال تو بود؟
پیشونیشو به پیشونیم تکیه داد و گفت؛و تنت وطنم
لب هایم کش امد و گفتم؛تو بی رحم ترین غارتگری هستی که یه سرزمینو مال خودش کرده
همونجور که پیشانی هایمان بهم تکیه کرده بود نگاهی به چشمانم انداخت و گفت؛توام اگه چیزیو بخوای برای داشتنش بی رحم میشی
ارام دستی بر روی ته ریشش کشیده و گفتم؛چیزی قشنگ تر از خواستن تو نیست
لبخند مردانه و ارامی زد و باز هم اشوبی در دلم برپا کرد
#ژین ا