از دیشب که از خونه مادرشوهرم اومدیم، هرچی به خودم میگم مهم نیست ول کن، آروم نمیشم، هرجور تونستن زخم زبون زدن دیروز، دلم شکسته، یهو شب موقع خواب ترکیدم، حالا امروزم کلی کار کردم اما یهو یادم میفته همینجور اشکام میاد، بخدا جز محبت کاری نکردم ولی بد رفتار میکنن، تیکه میندازن