اروم کنارش نشسته بودم اروم که چه عرض کنم !محبور بودم حقیقتا اما با بالا پایین کردن موزیک سعی داشتم کمی انرژیم را تخلیه کنم ،پشت رول بود و با یه دست رانندگی میکرد و گهگاهی زیرزیرکی نگاهم میکرد
بعد از شیطنتم کنار ساحل و سربه سرش گذاشتن موقع عکس گرفتن و پر کردن شکمم حسابی شرمنده ام کرده بود
تلفن همرایش به صدا در امد و با لبخند محوی ،ایکون سبز را لمس کرد و با تکیه دادن ارنج دست چپش به لبه شیشه ،صحنه جذابی را به نمایش گذاشت ،ان هم با ان پیراهن مشکی همیشگی اش که استینش را تا ارنج بالا زده بود و رگ های برامده اش که انگار میخواستند پوستش را بشکافند عجیب خواستنی اش کرده بودند
نگاه هیزم را قایم کردم که گفت؛باش فقط یکم زمان میبره
انگار مخاطب پشت تلفن چیزی گفت که گفت؛اره داداش با خانمم ،چند مین دیگه خودمو میرسونم
خانمم!عمرا فکر میکردم این واژه تکانی به وجودم دهد•لبخندی تا پشت لبانم می امد و قورتش میدادم،این همه بی شرمی از من بعید بود،گارد هایم را مقابل ازدواج هرگز فراموش نمیکردم و حالا در دلم غوغایی به پا بود برای ارزشی که بهم داد
سنگینی نگاهش رشته افکارمو پاره کرد و گفت؛خوشت اومد نه؟
خندیدم،مردک پرو از رو نمیرفت
گفتم؛از چی؟
لبخند مرموزی بر روی لبش بود
گفت؛اینکه گفتم خانمم
از بغل نگاهش کردم و گفتم؛نه
محکم گفت؛نه؟!
هم متعجب بود هم عصبی
گفتم؛اما خوشم اومد از اینکه همیشه مردونگیتو بهم ثابت میکنی
لبخند رضایتش عجیب خودنمایی میکرد،از لبانش نه!از چشمان عسلی اش•
گفت؛ولی خودم خیلی خوشم اومد
دوباره نگاه گرمی بهم انداخت و گفت؛به تو فقط میاد خانم من باشی
#ژین آ