واییییی بگردممممم حستو درک میکنم😞😞😞😞😞😞
ما هم بالای کولرمون یه قمری جوجه هاشو گذاشته بود
در حال مردن بودن نجاتشون دادم
یکیشون خوب رشد میکرد میرسیدیم بهش
مادرشم سر میزد
اما یکیش نه ،مادره بهش غذا نمیداد یا نمیتونست بده.. نوکش رو نمیتونست باز نگه داره
باورت نمیشه
بهش غذا خوردن یاد دادم
میشستم یه ساعت اروم اروم نون های نرم میدادم
ولی انگار جفتشون مریض بودن
اول اونی ک غذا نمیخورد خوب مرد
بعدم اونیکی انگار سنگ کوب کرده بودش خشک شده بود
خیییییبلی غصه خوردم گریه کردم
حالتو درک میکنم
جاشون تو بهشته