با پسری ۳ ساله دوستیم و ۲۱ سالمونه هردو دانشجوییم اون روسیه درس میخونه البته الان مجازیه
وضعیشون خوبه امروز بحث ازدواج بود میگف من بعد ۲۶ بفکرشم در حالی که این همه مدت هی قول و قرار الکی میزاش ک اره رسمیش میکنم یه بارم قبلا از دهنش در رف که کلا بفکرش نیستم ک بعد به غلط کردم افتاد ک بخدا شوخی کردم
منم خیلی ازدواجی نیستم بگم از الان بریم خونه خودمون میدونم سنمون کمه ولی دوس دارم نامزد کنیم یا چه بدونم رسمیش کنیم خونوادش مطلعن ولی با من ارتباط نیستن میگم بزا با مامانت اشنا شم میگ ن خجالت میکشم!
میگم من ب خونوادم بگم میگ ن اونوق تحت فشارت میزارن باید بیام خواستگاریت شرایطشو ندارم
رفتارش باهام خوبه فقط شهرامون دوره خیییلی کم میاد دیدنم میدونم مامانش مشکل داره نمیزاره بیاد
خلاصه نمیدونم همینطوری ادامه بدم یا چیکار کنم میشه لطف کنین راهنمایی کنین