2777
2789
الان میگن طبیعی بی درد شنیدین چیه ؟انگار از کمر مثل سز بی حس میکنن بعد دوتا امپول فشار میزنن بچه از ...


نمیدونم نشنیدم،من سزارین میکنم طبیعی وحشت دارم،همش میترسم سر سزارین حالم بد بشه،نفسم بالا نمیاد غش کنم

خسته ترینم

هر سال ماه رمضون یا وزنم بالا می‌رفت یا کلاً برنامه غذاییم به‌هم می‌ریخت 😅


امسال اما فرق کرد… چون با رژیم فست پرو دکترکرمانی جلو رفتم. این برنامه جوری طراحی شده که اگه روزه بگیری دقیق با سحر و افطار تنظیمه، اگه هم نتونی روزه بگیری می‌تونی مثل یه فستینگ اصولی انجامش بدی.

خودم بعضی روزها روزه نیستم، ولی با اینکه روزه نمی‌گیرم، میل به غذا هم ندارم! ولعم کمتر شده، خوابم بهتر شده و حس سبکی دارم.

اگه می‌خوای امسال هم روزه بگیری هم وزن کم کنی

یا حتی بدون روزه فستینگ اصولی داشته باشی

سایت دکترکرمانی رو حتما ببینید

واقعا نمیترسی،وای هی فکرای منفی،میگم نمیرم،

فعلا ک نه😑

شاید بعدا از ترس بمیرم

هنوز هیچ حسی ندارم..

اولش کلی استرس کشیدم ک ی موجودی تو بدنم در حال رشده اما الان فقط استرس حالت تهوع دارم🤦🏻‍♀️

💗میشه اسم خوشگل موشگل برای دخترم پیشنهاد بدین؟🌸 😍🙏🏻  خودم نظرم رو آنیسا، آوینا، آنیا و کمی نیکا هست اما شوهرم میگه بارانا🤔 کدوم بهتره!؟ چقد تصمیم گرفتن سخته🥴
نمیدونم نشنیدم،من سزارین میکنم طبیعی وحشت دارم،همش میترسم سر سزارین حالم بد بشه،نفسم بالا نمیاد غش ک ...

دقیقا منم سز میکنم 👌👌نه بابا ترس چی همین که نی نی رو سالم بزارن رو صورتمون عوضش در میاد

😎😉😉😑😑
فعلا ک نه😑 شاید بعدا از ترس بمیرم هنوز هیچ حسی ندارم.. اولش کلی استرس کشیدم ک ی موجودی تو بدنم د ...


من میترسم سر سزارین حالم بد بشه،غش کنم،نفسم بالا نیاد

خسته ترینم
منم هفته ۲۹ ینی دوروز دیگ میشم ۲۹ من همش نگران خود بچم همش خودمو باکار خونه سرگرم میکنم


من نگرانم بچمم هستم هی قسمش میدم حرکت کنه،اتفاقی براش نیفته

خسته ترینم

سلام بااجازه استاترجون ببخشین میتونم نظرهمه رونسبت به اسم محدثه بدونم

واسه ظهور و سلامتی حضرت عشق مهدی  فاطمه  ی صلوات میفرستین هرکی فرستاد به من بگه منم واستون میفرستم 😍😍😍😍😍❤️🌸🌸🌸من به قدرت خدا ایمان دارم😍😍😍قدرت خدا مافوق قدرت هاست 🌼🌼پس هیچ وقت ناامید نمی شوم و به رحمتش امیدوارم🌼🌼🌾🌼

بارداری سوممه همش استرس و افسردگی دارم واسه تغییر هورموناس 

فرزندم،از ملالتهای این روزهای مادری ام برایت میگویم... از این روزها که از صبح باید به دنبال پاهای کوچک و لرزان تو بدوم و دستت را بگیرم تا زمین نخوری. به کارهای روی زمین مانده ام نمیرسم این روزها که  اتاقها را یکی یکی دنبال من می آیی، به پاهایم آویزان میشوی و آن قدر نق میزنی تا بغلت کنم، تا آرام شوی. این روزها  فنجان چایم را که دیگر یخ کرده، از دسترست دور میکنم تا مبادا دستهای کنجکاوت آن را بشکند. با ناراحتی و ناامیدی سر برگرداندنت را میبینم که سوپت را نمیخوری و کلافه میشوم از اینکه غذایت را بیرون میریزی. هرروز صبح جارو میکشم، گردگیری میکنم، خانه را تمیز میکنم و شب با خانه ای منفجر شده و اعصابی خراب به خواب میروم. روزها میگذرد که یک فرصت برای خلوت و استراحت  پیدا نمیکنم و باز هم به کارهای مانده ام نمیرسم...امشب یک دل سیر گریه کردم. امشب با همین فکر ها تو را در آعوش کشیدم و خدا را شکرکردم و به روزها وسالهای پیش رو فکر کردم و غصه مبهمی قلبم را فشرد...تو روزی آنقدر بزرگ خواهی شد که دیگر در آغوش من جا نمیشوی و آنقدر پاهایت قوت خواهد گرفت که قدم قدم از من دور میشوی و من مینشینم و نگاه میکنم و آه... روزگاری باید با خودم خلوت کنم و ساعتها را بشمارم تا  تو از راه بیایی و من یک فنجان چای تازه دم برایت بیاورم و به حرفهایت با جان دل گوش بسپرم تا چای از دهن بیفتد.... روزی میرسد که از این اتاق به آن اتاق بروم و خانه ای را که تو در آن نیستی تمیز کنم. و خانه ای که برق میزند و روزها تمیز میماند، بزرگ شدن تو را بیرحمانه به چشمم بیآورد. روزی خواهد رسید که تو بزرگ میشوی، شاید آن روز دیگر جیغ نزنی، بلند نخندی، همه چیز را به هم نریزی... شاید آن روز من دلم لک بزند برای امروز... روزی خواهد رسید که من حسرت امشبهایی را بخورم که چای نخورده و با سردرد و گردن درد و با فکر خانه به هم ریخته و سوپ و بازی و... به خواب میروم...شاید روزی آغوشم درد بگیرد،این روزها دارد از من یک مادر به شدت بغلی میسازد...!❤️❤️
من نگرانم بچمم هستم هی قسمش میدم حرکت کنه،اتفاقی براش نیفته

دیگ جدیدا به خودن میگم خدایی ک تاحالا نگهدارش بود از الان به بعدم مراقبشه

برای ظهور اقا امام زمان یه صلوات بفرستید😍😘
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792