باردارم ۳ ماهمه
مامانم هروز زنگ میزنه و گلایه میکنه
از خواهرم که طلاق گرفته و همش تو خیابوناس
به مامانم کمک نمیکنه
صداشو براشون بلند میکنه و خیلی اذیت میکنه
داداش بزرگم که با مامانمینا قطع رابطه کرده و مایه آبروریزی و سر افکندگی شده
داداش کوچیکم که همش تو گوشیه و سرکار درست حسابی نمیره
دیروز سالگرد پدربزرگ مادرم بود من به مامانم گفتم که من شرایطم خوب نیس نمیتونم بیام همسرم بیاد؟
گفت نه نمیخاد
درصورتی که خاله های دیگم با داماداشون نیومده بودن
به مامانم گلایه میکنم که چرا نزاشتی شوهر منم بیاد
گفتی وقتی پسرم و دخترم نمیان شوهر تورو میخوام چیکار
منم واقعا ناراحت شدم
قرار نیست چون اونا آدمیت ندارن منم پاسوز بشم
به مامانم گفت بسه هروز زنگ میزنی از بقیه خواهر برادرا میگی حالمو خراب میکنی
وقتی خونت قانون نداره که دخترت فلان ساعت خونه باشه من چیکار کنم آخه؟؟؟؟؟؟؟
بابا من باردارم چرا هیشکی درک نمیکنه😭😭😭😭
بخدا تا الان هیچ کمکی نکردن
ازین به بعدم کمک نمیخوام
فقط ولم کنن خسته شدم😭😭😭