درسته ، ممنونم که بهم روحیه میدی سدنای عزیز ، من الان قم هستم اومدم زیارت واست دعا میکنم
میدونی ماتو این یکسال که دوریم کلام مامانم باعث افسردگیم و این عذاب وجدانم شده ، مثلا دیروز رفته بودن کوه گل پامچال بچینن ، امروز زنگ زدم که چطور بود خوش گذشت گفت آخ جای عزیزانم خالی بود!
یا مثلا چند شب پیش عکس پسرمو فرستادم گفت از طرف من ببوسش من که تو حسرت سوختم!
ـاینا یادم می افته میشینم زار زار گریه میکنم که چرا از مامانم دور شدم چرا باعث عذابش شدم و یه جورایی میدونی عذاب وجدان میگیرم 😔