دیروز البوم عکسامو مامانم داشت نشون میداد شوهرم کنارم نشسته بود رسید به عکس دسته جمعی با بچه های دبیرستانی یهو انگشتشو گذاشت رو یکی که مقنعه صورتی سرم بود گفت این چقد سیاهه اخی... گفتم ماماااااااااان اون منم 🥺
گفت نه دختر تو به این خوشگلی کجات شبیه این سیاسوختست اخه
ازونور شوهرم قرمز شده بود نیدونستم داره جلو خودشو میگیره نخنده
گفتم بخند راحت باش
همین که گفتم ترکید از خنده حالا بیا و جمعش کن مامانمم ازونور اصرار ک نه این ورق سیاه تو نیستی.
بت جدیدت میگفت اولش فک کردم شوخی میکنه دیدم نه، مامان ساده من نمیدونست چطور جمعش کنه
اخر سرم شوهرمو بوسید گفت دستت درد نکنه ازوقتی شوهر کرده خیلی خوشگل شده😁
از دیروزه شوهرم همش میخنده تا چشش بهم میفته
مامانای شمام اینجورین
البته بگم سواد ندارره مامانم خیلیم سادهس قربونش برم🥺😁