خواهر شوهرم تازه عقد کرده فوری هم داره عروسی میکنه باردار و اینا نیست بنا ب دلایلی پدر بزرگ داماد در حال مرگ هس مریضی سخت داره میگن زود عروسی کنیم
اینا شیراز داشتن خودشون خریدای عروسی میکردن
حالا شوهرم زنگش زده با شوهرت بیاین بندر بدونی ک با من هماهنگ کنه اونا زارت برگشتن شهرشون میدونم امروز فردان ک با ی لشکر ادم بیان تازه هم کروناشون خوب شده یعنی رعایت نمیکنن خوب از این بگذریم من شرایط روحی جسمی بدی دارم اخر سال فشرده کار دارم خیلی ناراحتم واقعا بی هماهنگی من گفته بیان کاش فقط خودشون دوتا باشن
٭٭٭٭جنبه درد دل داشت والا من مهمان نوازم و در نهایت اگه بیان بهترین پذیرایی میکنم فقط بیاین دلداریم بدین