بچه هامن. مادرشوهرم خیلی حسوده، جوری که کلا مشخص میشه ، من تب کردم شوهرم رفت بهش حتی بهش گفت ولی حتی یه زنگم نزد حالمو بپرسه
همش حالت طلبکاری داره انتظار داره ک من اصلا بیرون نرم اصلا جایی نرم فقط برم ور دلش یا خونه باشم، مثلا اگ بگم رفتم رستوران یشب تو حرفاش اینجوری میگه ها وای اونایی ک رستوران میرن اصولا خونه هیچی درست نمیکنن یا ولن که میرن!!!!!!!
کلا مثلا بفهمه ما بیرون رفتیم انقد حسودی میکته
یه بچه ۶ ساله داره ببین چقد حرف زده ک اون بچه مارو دیده بود میگفت بیرون رفته بودین شما فلان روز!! من هنگ کردم
یا جاریم حاملس میگ بعش گفتم حاملم حتی تبریکم نگفت بهم
مادرشوهرم میگ چرا وقتی حاملس رفته ب خواهراش بب دوستاش فامیلا گفته ک من حاملم !!!!!!! حتما بامنم اینجوری میکنه دیگه!!! از کاه کوه میسازه کلا
دوهفتس هیچ زنگ نمیزنه وقتیم میبینه کلا ادعاس!!!!