2777
2789
عنوان

پرت

393 بازدید | 0 پست

گفتم؛تو نمیدونی چقدر ادما میتونن بد باشن

سیگاری اتیش گرفت در کمال خونسردی و گذاشت لب جاسیگاری چوبی گردش که خودم براش خریده بودم اروم اروم سمتم قدم گرفت،چرا دلمو نمیزد این رنگ لباس مشکی های همیشگیش؟ دستاشو تکیه داد دو طرف صندلی چشمامون همو هدف گرفت

گفت؛نمیخوام بدونمم چقدر بدن،چقدر کثیفن،چیکارا میتونن کنن،من روبرو تویی

و همزمان موهایی که تار به تارشو مش در اورده بودمو گذاشت پشت گوشم و. ادامه داد؛

تویی که دارم دیدش میزنم،خوبی هاشو میبینم،بدی هاشو میبینم،تویی که به من نشون میدی بعضیا بدی هاشونم قشنگه 

گفتم؛من بدم اما

گفت؛اما

سکوت کردم ،سرمو انداختم پایین ،چونمو اورد بالا و اروم در حالی که چشماش بین چونه و چشام در حرکت بود

گفت؛اما چی دماغ فلفلی؟

گفتم؛اما من دوست دارم،نمیتونم بهت ضربه بزنم دلم نمیاد همه که مثل من دوست ندارن

لبخند زد زانو زد و گفت؛دوست داشتن تو قد دوست داشتن همست دیگه بقیه رو برای من مثال نزن ،اول خودتی اخرم خودت،خوب خودتی بدم خودت 

لباشو به گوشم نزدیک کرد و گفت؛بدی که الودست به دوست داشتن همون ادمک چوبی که بخوادم نمیتونه اذیتش کنه

و اروم گونمو بوسید و من بی جنبه رو غرق تو خلسه ی عجیبی کرد

ژین آ

وای از گرد ســم تازه خر خریده ها!!! وقتی با من حرف میزنی رفتار ارزونتو بزار توی جیبت:)

ارسال نظر شما
این تاپیک قفل شده است و ثبت پست جدید در آن امکان پذیر نیست

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2843
2834
2835
پربازدیدترین تاپیک های امروز
2108
داغ ترین های تاپیک های امروز