محل کارش جابجا شد کلا رفتش ی قسمت دیگه
یعنی تو همون بیمارستان ولی بخش دیگ
من پرستارم
ی شب شبکار بودم دوستش پزشکه بخش ما بود
نمیدونم چجوری ولی فهمیده بود منم اون شب هستم..من تایم ۱تا ۳ و نیم خوابیدم ..اومده بود پیش همکارم نشسته بود..دیگ اون ساعت ۳ و ربع رفته بود بخش خودشون
بعد ک من اومدم ..همکارم رف بخوابه
منم تنها بودم
یهو ساعت ۴ صبح اومد بخشم
من ی سمت دیگ نشسته بودم اونم صدام کرد
منم رفتم پیشش نشستم باهم حرف زدیم