انگشتر گذاشته بودن,قرار بود عید عقد کنیم که یهو مریض شد و گفت افسردگی شدید رفته,رابطه را خودش کات کرد ,برا تولد من اون موقع که با هم بودیم سنگ تمام گذاشت ولی من حتی دیروز تولدشو تبریک نگفتم,ازش ناراحتم, خیلی قسم خورد,قسم مرگ پدر مادرش که مریض شده و مجبور شده رابطه را کات کنه, داروهاشو نشونم داد ,ولی من باور نکردم,