امشب به خواهر شوهرم زنگ زد گفت شوهر جلو در ما هستش الانم اینجاست شما هم بیاین بچه ها رو بردار بیاین الان میفرستم دنبالتون منم گفتم باشه میایم شوهر اومد آماده شدم بچه ها رو آماده کردم کفش پوشیدیم گفتم بریم دیگه ما آماده ایم گفت کجا خونه خواهرم با اجازه کی چرا باید بریم گفتم خودش دعوت کرد خودتم اونجا بودی برگشته میگه اونجا بودم اما من نگفتم میایم مرد خونه اجازه نداده که بشین سر جات بیچاره چند بار زنگ زد خودش و شوهرش جواب نمیداد اونادهم زنک زدن خونه گفت بردار بگو نیست ما هم نمیایم خرابم کرد جلو اونا ضایع شدم که اثبات بشه تو خونه حرف کیه و مرد خونه کیه کار همیشگیش هستش چقدر باید خرابم کنه قلبم از شدن ناراحتی درد میکنه بیچاره میگفت تو رو خدا بیاین جلو شوهرم خراب نکنین بخاطر شما غذا درس کردم نیاین من خو نه شما نمیام منم تصمیم گرفتم بعدن گفت بیا بریم فلان جا منم نرم ...
هم وقتشو داری ... هم فرصتش پیش اومده ... هم کسی اصلا نمیفهمه ... ولی چون اشتباهه از انجام دادنش منصرف میشی...! این معنای دقیقه اصالته...راه پنهانی میخانه ندانند همه کس! جز من و زاهد و شیخ و دو سه رسوای دگر...!
وا دیوونه میوونه اس شوهرتا یاد پسر بچه های مغرور افتادم که هی میگن مرد خونه منم😐
یه دختر شیطون که حتی شوهر ام نداره چه برسه به ی پسر کوچولو 😂برق گرفته شده نه ببخشید برگرفته شده از کاربر @miinnaaa از شنبه میخوام رژیم بگیرم شنبه ۲۵ دی ۱۴۰۰ از وزن ۵۵ کیلو به ۴۷ برسم من با اراده ام چون دوبار ۶ کیلو کم کردم 😌 بازم میتونم !و بلخره ترقوه درمیارم 😍🤩♡عضو گروه ابی بامداد خمار♡
به خواهرش میگفتی خونس و میگه نمیام چرا خودتو ناراحت میکنی ابروشو ببر تا آبروریزی نکنه
ما را از “چوب خدا” ترساندندولی…به “بوسه خدا” امیدوارمان نکردنددر حالیکه خداوند کلامش را با “الرحمن و الرحیم” آغاز می کندبارش بوسه های “بی منت” خداوند را برایتان آرزومندم