خاک بر سرم با اين عاشق شدنم
نه نرسيدم
عمه ام نگذاشت به پسرش برسم
دختر عمه هام (خواهراش) مانع شدند
10 سال بهم نامه (اون موقع تلفن همراه و... نبود) و ابراز علاقه مي کرد
عمه و دخترعمه هام و خودش رو به خداي مهربون واگذار کردم
خيلي زجر کشيدم خيلي
تا الان هم درد مي کشم
عمه ام گور به گور شد
البته اگه خودش مرد بود هيچ کس نمي شد جلوش رو بگيره