دوستام تولد گرفته بودن همشون جم شده بودن از تولد استوری گذاشتن وااای نمیدونین همشون چقد طلا دستشون کردن دستبند زنجیر پلاک اونم همشون خوشگل اما من به یه تیکه طلا حسرتم دلم بدجور گرفت خدایا
هروقتم میرم پیششون کلا راجب خرید فلان طلا فلان مدل لباس حرف میزنن اما من ندارم 😔
تنها چیزی ک تو دنیا حسرتشو نمیخورم و بهش فکر نمیکنم طلاست
یه عالمه داشتم فروختم ماشین خریدیم و ب تعمیرات خونه رسیدیم
هیچوقت بهش فکر نمیکنم
از داشته هات لذت ببر دوست عزیزم❤️
در ساحل ماسه ای با خدا قدم میزدم به پشت سرم نگاه کردم جاهایی که از خوشی ها حرف زده بودیم جای دو رد پا بود،و جاهایی که از سختی ها حرف زده بودیم جای یک رد پا بود.به خدا گفتم تو سختی ها کنارم نبودی؟..گفت آن رد پایی که میبینی من هستم ، تورا در سختی ها به دوش میکشیدم..❤️مهربان خدای من❤️