2777
2789
عنوان

مادرشوهر

261 بازدید | 5 پست

سلام.من و شوهرم دوماهه که عروسی گرفتیم و مستقل رندگی می کنیم.پدرشوهرم فوت شده مادرشوهرم تنهاست.مشکل من اینه که هرکاری میکنم نمیتونم باهاش کنار بیام.همش خودخوری میکنم.مادرشوهرم یه اخلاقی داره که بچه های دیگه اش هروقت میان خونشون انگار مهمونن باید براشون تدارک ببینه و خرج کنه.ولی شوهر من انگار نوکر بقیه اس.مثلا صبح جمعه مارو بیدار میکنه که شوهرم بره برای خواهر و برادراش که اومدن خونه مادرشوهرم نون بگیره!یا مثلا هروقت همه اونجا باشن هم هی زنگ میزنه که شوهرم بره اونجا.منم حوصله ام نمیرسه بهش.یه چندوقتی خونه خواهرشوهرم بود خیلی راحت بودبم الان باز برگشتت خونه خودش که نزدیک خونه ماست.همش زنگ میزنه.مثلا شوهرم بیرون باشه گوشیش خونه مونده باشه ۵ ۶ بار پشت سر هم زنگ میزنه.منم حوصله ندارم جواب بدم‌.اگه جواب بدمم شوهرم دعوا میکنه که چرا تو جواب دادی؟مادرشوهرمم خیلی بدبینه.هرکاری بکنی فکر میکنه خواستی لج اونو دربیاری. همش طلبکاره از آدم.من کاری به کار کسی ندارم کاش میشد بقیه هم کاری به من نداشته باشن.

مامان پوریا:

وای بچه‌ها تازه فهمیدم چرا خواهرم انقدر تغییر کرده!😳

خواهرم با رژیم فستینگ دکتر کرمانی ۱۰ کیلو تو ۲ ماه کم کرد، منم وقتی دیدم چقدر حالش خوبه شروع کردم.

خودم هم خوابم بهتر شده، ولع غذا کمتر شده، انرژی‌م بالاتره، گفتم به شما هم بگم.


برید تو سایت دکتر کرمانی و شروع کنید.

ای خداااا من که در حال حاضر به جایی رسیدم که فقط مرگ خودم یا اونا میتونه منو راحت کنه

ندارم هيچ اميدي به اين دنياي تبعيدي... كه من از بد بياباني گرفتم راه دريا را..
ارسال نظر شما
این تاپیک قفل شده است و ثبت پست جدید در آن امکان پذیر نیست

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792