من یه مدته احساس گناه میکنم
میتونمبراتون مثال بزنم ازش :
وقتی دارم خیالپردازی میکنم و توی اون همه بهماهمیت میدن یجورایی احساس دوست داشتنی نبودن و گناه بهم دست میده
یا وقتی ناخودآگاه یکیو تو ذهنم زشت میدونم احساس گناه میکنم (نمیدونم چرا این حس میاد سراغم و از خودم ناراحت میشم و عذاب وجدان میگیرم که حتی تو ذهتم اونو زشت دونستم )
وقتایی که از خودم دربرابر بقیه دفاع میکنم ومجبور میشم داد بزنم و بقیه بد نگاهم میکنن ، از خودم متنفر میشم از زندگی سیر میشم دلم میخواد بمیرم .
وقتی یجایی میرم مثل لباس فروشی وقتی میخوام پرو کنم بقیه یجوری نگاهم میکنن که باعث میشه از خودم بدم بیاد و احساس کنم خیلی شبیه دمده ها و اسکلام
وقتی بقیه باهام حرف نمیزنن یا توجه نمیکنن احساس میکنم ضعیفم ناتوانم.
یخاطر دروغ هایی که گفتم که مصلحتی بودن و مجبور بودم بگم خودم رو یه انسان بدجنس و بی لیاقت میدونم .
خیلی گزینه های دیگه ای هم هستن اما نمیتونم همه رو بگم...
خیلی از این مورد هارو توی بقیه دیدم ک خیلی خوش و خرمن بهش افتخار میکنن
مثلا یکی از دوستم میره به یکی تهمت میزنه و بهش میخنده و خودشو کاملا فرشته میدونه
نه تنها خودش، بقیه هم عاشقشن میگن خیلی کیوت و مهربونه :|
بعد من میشینم واسه اونی ک بهش تهمت زده شده غصه میخورم...
میخواستم بدونم شما میدونید من چه مرگمه؟ :)
چون دیگه دارم به جنون میرسم گاهی اوقات میخوام خودکشی کنم..شاید فقط اینطوری بتونم خلاص شم.