اصلا نمیتونم حالم روتوصیف کنم..
من یه حساب دیگه ای روی شوهرم باز کرده بودم..بچه ها اصلا تصورش هم نمیکردم...
ما رسم داریم یا برای عقد یاعروسی فقط یکیش روبرای داماد خرید میکنیم..خلاصه برای عقد شوهرم هرسال وحلقه ای که دوست داشت روخرید کت وشلوار.کفش.جوراب.لباس خونگی هرچیزی که دوست داشت روبراش خریدیم..
من دیدم دستش نیست ساعت نخریدم توخریدای عقدم هم خیلی مراعات کردم گفتم برای عروسی که دستش باز شد میخرم..
الان چندروز به مونده به عروسیمون یهو بهم گفت میگم فامیلای من ناراحت میشن که من هم برای تو خرید عروسی کردم هم عقد ولی شما برای من خریدعروسی نکردین....
بچه ها من هیچوقت تصور نمیکردم شوهرم اینطوری بهمبگه اونا وضیعت مالی پدرم خبر داره..یکسال در رفت وآمدیم اصلا انگار خودش نبود....من دیدم تواین مدت که دارم خریدای عروسی رومیکنم اصلا بهمابراز محبت حتی نمیکنه..خریدای عروسیمروی هم ۵میلیون شد..