2777
2789
عنوان

پـرت

398 بازدید | 0 پست

دستی دور دهنش کشید و با فکی منقبض گفت؛عجیبی ،اصلا نمیتونم بفهممت

پای چپمو انداختم روی پای راست و لبمو به پایین مایل کردم و گفتم؛راستش منم گاهی اصلا خودمو نمیفهمم پس خودت اذیت نکن

گفت؛دیوونه ای

خندیدم ،قهقهه زدم

تا حالا شنیدی بگن بعضی حرفا عین ام 16عمل میکنن؟

گفتم؛اره میدونم،حق داری !دیوونم

هی اون کلمه شش حرفی لعنتی رو زمزمه کردم ،اینقدر که اومد زانو زد جلوی پام و گفت؛ببخشید 

خندیدم ،اینقدر بلند که بغضی که داشت میترکید مثل یه بمب خنثی شد و حالا دیگه واقعا رد داده بودم 

گفت؛باور کن عصبی شدم ،مغزم از کار افتاد

با نفرت نگاهش کردم،پاشدم به عقب هلش دادم 

گوشیشو برداشتم و با تمام قوا زدم به دیوار ،حس میکردم اونو برداشتم و با خشم و نفرت و کینه ای که داشت سینمو سوراخ میکرد کوبیدمش تا دلم حسابی خنک شه ،خم شدم از رو زمین تیکه های از هم وا شدشو برداشتم و دوباره در حالی که چشمام کاسه خون بود با دستی شل پرتشون کردم پایین و گفتم؛ببخشید ،گوشی عزیز ببخشید 

لگدی بهش زدم و گفتم ؛خوب شو دیگ ،پاشو جمع شو ،درست شو ،کار کن بشو مثل روز اولت 

نگاهی بهش انداختم گفتم؛چرا خوب نمیشه ها

ها رو اینقدر از ته وجودم داد زدم که وا رفته نگاهم کرد

گفتم؛دیدی؟ادمام مثل اشیان فقط پوستشون کلفته و موظفن بازم به این زندگی گوه ادامه بدن تا تو و امثال تو بازم بیان بزنن به دیوار و لاشه زمین افتادشو بگیرن و در حالی که زانوهاش خرد شده بگن پاشو وایستا و مثل روز اولت شو،باهام بخند،باهام حرف بزن ،به من عوضی اعتماد کن

حالا دیدی؟دیوونه کیه؟تو دیوونه بودن منو ندیدی

همیشه عاقل بودم برات ،سعی کردم خوب باشم اما خودت با فضولی انکار نکردنیت دست کردی تو لونه مار و در نهایت ...بوم،

ببخشید زهرم ناکارت کرد

انگشت اشارمو گرفتم سمتش و گفتم؛حالا برو گمشو بیرون و روزی هزار دفعه به گوشیت نگاه کن و عمق گندی که زدیو درک کن و بفهم که ببخشید واقعا گندای ادمارو لاپوشونی نمیکنه دوست عزیز

#ژین آ

وای از گرد ســم تازه خر خریده ها!!! وقتی با من حرف میزنی رفتار ارزونتو بزار توی جیبت:)

ارسال نظر شما
این تاپیک قفل شده است و ثبت پست جدید در آن امکان پذیر نیست

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2843
2834
2835
پربازدیدترین تاپیک های امروز
2108
داغ ترین های تاپیک های امروز