من تو ی روز سه بار پشت در آشپزخونه شنیدم خواهر شوهرم داشت دربارم پیش جاریام و خواهرش حرف میزد هرسه بارم فهمید صداشو شنیدم و بعدش رفته بودم تو اتاق اومد گفتم نفسم میخوای بخوابی من تورو خیلی دوسدارم😁
ولی جلو شوهرم نمیتونن اسممو بیارن چون شوهرم به چشم دیده هرچقدرم ازم بدبگن یا تیکه بندازن من اهمیت نمیدم و محبت خودمو میکنم