والامن بی احترامی نکردم،مادرشوهرم هرچی خواست گفت فقط من گفتم اطرافیان نمیذارن زندگی کنیم همین
عزیزم من در جریان کامل داستان شما نیستم که بخوام نتیجه گیری کنم ولی چه بخوای چه نخوای،پدر و مادر همسرت تا اخر عمر تو زندگیهدتو نقش مهمی دارن،بنظرم دلخوری نمونه بهتره،تو بزرگی کن و خانمی کن،بزار فیصله پیدا کنه.
مسیج و تماس اینارو هم بزار کنار،برا روز پدر یه کادو براشون بگیر ببر،رودررو بگو روزتون مبارک،اگه شعور و فهم داشته باشه که دیگه ادامه نمیده،اگرم نه که چیزی از شما کم نشده عزیزم بلکه شخصیت و اصالت خودتو رسوندی
ولی این رفتارا الانکه عقدهستم درسته?بعداچطورمیخاخ رفتارکنن
من میگم اگه بهت بی دلیل بی حرمتی میشه و تو نقشی توش نداری و مقصر داستان نبودی،اصلا درست نیست و حتی از همین الان یه فکری براش بکن چون بدترم میشه عزیزم.اصلا نزار از همین الان کوچیکت کنن
همسرم خوبه،ولی حرفایی ک پیش اومدازسمت خانوادش اصلاقشنگ نبودن ومیدونم عادی میشه وتوتکرار فقط راه حلش ...
من باشم اول از همه با همسرم در میون میزارم و میگم توی خونواده ی ما کسی به تو بی احترامی میکنه یا کسی بهت بی حرمتی کرده؟یا اصلا شده از دست کسی بابت رفتار و کاراش ناراحت شی؟اگه گفت نه بگو خب منم متقابلا همینو از سمت خونواده تو میخوام و اگه من باشم یه مدت حضور خودمو بسیار کمرنگ میکنم تا خودشون جویای حالم بشن،احترام باااااااید دو طرفه باشه،هیییییچ بزرگتری احترام نداره مگر اینکه بزرگیشو حفظ کنه .اینو همیشه یادت باشه
ببین عزیزم تاکید میکنم شما کم نزار،شما اصلا و ابدا بی حرمتی نکن،شما صدتو بزار...ولی اجازهدهم نده هر جور دوست داشتن باهات رفتار کنن،امیدوارم متوجه شده باشی