ای خدای بزرگ
که توی آشپزخانه هم هستی
و روی جلد قرصهای مرا میخوانی
لطفا کمی آن طرفتر!
باید همهی این ظرفها را آب بکشم
و همین طور که دارم با تو حرف میزنم
به فکر غذای ظهر هم باشم
نه کمک نمیخواهم!
خودم هوای همه چیز را دارم
پذیرایی جارو میخواهد
غذا سر نمیرود
به تلفنها هم خودم جواب میدهم
و گردگیری این قاب...
یادت هست؟
اینجا کوچک بودم
و تو هنوز خشمگین نبودی
و من آرامبخش نمیخوردم
درست بعد طعم توت فرنگی بود و خواب
که تو اخم کردی
به رویاهایم
ای خدای بزرگ که توی آشپزخانهام نشستهای
حالا یک زن کاملم
چیزی توی جیبهایم پنهان نمیکنم
کیفم روی میز باز مانده است
هر هشت ساعت یک آرامبخش میخورم
و به دکترم قول دادهام زیاد فکر نکنم
لطفا پایت را بردار
میخواهم تی بکشم...
#ناهید_عرجونی