سلام بچه من دختر آخر خانوادم. و هر خواستگاری برام میاد یا آشنا میشم همه حقیقت رو میگم به نظرتون نباید بگم؟؟چون نمیخوام هیچ دروغی باشه. یکی از خواهرام جدا شده چون شوهرش معتاد بود و خرجی زندگیو نمیداد و اختلاف داشتن جدا شدن. و یه خواهرمم اصلاااا گذشته خوبی نداره.و منه بدبخت باید بخاطر این دوتا باید بسوزم. یک نفرم که آشنا شده بودم نمیخواستم دروغ باشه. رک همه چیزو بهش گفتم و گفتم تصمیم با خودت. یه روزی خیلی سرد رفتار کرد بعد اینکه گفتم و الان گفت بهتره ادامه ندیم. فقط این نیست پارسال هم یکی اومد و همه چیو فهمید بخاطر خواهرم رفت. چرا من باید بسوزم گناه من چیه😔نمیخوام هیچ دروغی باشه. چیکار کنم. توروخدا برام دعا کنید آیندم بخاطر خواهرم بخاطر کاری که من نکردم خراب نشه.😔😔
بچه ها باورتون نمیشه! برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.
بالاخره که میفهمن. چون پارسالی رو نگفتم رفته تحقیق کرده همه اقوام پدرم بد مارو گفته بود. حتی گفت از تو هیچی نشنیدم ولی خواهرت فلانه و هرچی از دهنش اومد بهم گفت
همینکه گفتم خواهرم جدا شده و یه خواهرم گذشته خوبی نداره
گذشته گذشتس دیگه واقعا لازم نیست بگیم.حتی شما خیییلی امار میدین راجب طلاق خواهرتون.اونی که میاد میدونه خواهرتون جدا شده تا وقتی همین روند رو برین جلو هیچ خاستگاری بار دوم نمیاد