2789
عنوان

تقدیر

53 بازدید | 1 پست

به رسم وظیفه و ازسر دلتنگی اومدم همدان چند روزی منزل پدری که بهش سربزنم و کنارش باشم
بابا گفت دخترم نمیومدی صبر میکردی بعداز سال پدرشوهرت میومدی که آرامش داشته باشی ونخوای زود برگردی
گفتم آخه دلم تنگ بود بابا 
گفت خوش آمدی دخترم

اما یکباره همه اهل خانوادم کرونا گرفتن برادرام
خواهرم خانواده هاشون  دیگه کسی نبود جزمن که کنار بابام باشه
خداروشکر که من سالمم کنار پدرمم 
اما آخه 
همسرعزیزمم  کرونا گرفته تنهاست. 
من اینجا کنار پدرم  ولی همسرم تنهاست 
البته تنهای تنها که نه اول خدا باهاشه بعدشم خانواده اش طبقه بالا هستن و ازدور ازش مراقبت میکنن
قربون خدا برم با این برنامه ریزیش که منو پرستار پدرم قرار داده تواین شرایط.  
راضیم به رضای خودش
آخه خدا جونم،  چون من واکسن نزدم منو در منزل پدری که همیشه امن ترین نقطه دنیاست برام قرار داده که هم مبتلا نشم.وهم مراقب پدرجانم باشم.
خدا همیشه به پدرم لطف ویژه داشته رحمت خدا نسبت به پدرم بی اندازه زیاده ومن مطمعنم که پدرم از بنده های عزیز خداست.ضمن اینکه همیشه بوسیله پدرم خیلی ها امتحان میشند.

واین بارهم این تقدیر برای من وهمسرم وخانوادش یک امتحانِ

اگر من اعتراض کنم که چرا اینجا دور از همسرم هستم  مردود میشم
اگر همسرم اعتراض کنه که چرا زن من تو این شرایط کنارم نیست کیسه تمام خوبی هاشو خالی میکنه
واگر خانوادش بگن آخه این چه زنی که باباش همش مریض و پسرمون تنهاست وزحمتش باماست امتحان رو رد شدن.
من اما امشب غیر مستقیم تقریبا چنین حرفی شنیدم  و کم مونده بود که هرچی توفیق به دست آوردم به باد فنا بدم
اما به خودم گفتم صبور باش
ویاد حدیث خانم فاطمه زهرا افتادم که خداوندا مرا زنده بدار تاوقتی که برایم سودمنداست وبمیران زمانی که برایم مرگ سودمندتر از زندگی باشد.
خدایا حکمتتو شکر

در دنیا همه چیز وهمه کس را دوست داشته باش اما به هیچ چیز وهیچ کس دل نبند که دلبستگی مفهومی جز رنج نیست

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2829
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز