جیگرم آتیش گرفته
بابام آزارش به یه مورچه نرسیده بود
کافر همبراش دعا میکرد دشمن هم اشک میریزه براش
از بس این آدم دلسوز و مظلوم و مهربون بود
به همه خیرش رسیده بود
زعفرون و سبزیجات و میوه میکاشت به دوست و همسایه میگفت بیان ببرن نمیدونم چرا خدا اینجور کرد باهاش
خیرش به همممممممممه رسیده بود