سر ی سری مشکلات زیادی ک دلشتیم منو شوهرم اوایل کرونا و خیلی اوصاع مالیمون خوب نبود مجبور شدم طلای مامانم خدابیامرز ک تا لحطه اخر دستش بود انگشترهاشو بفروشم تا پول داشته باشیم...
بعد ک دیدم خانواده شوهرم خودشونو ب تداری زده بودن در صورتی ک ولی پول داشتن و تونستن کمک دخترشون کنن ولی جلوی من ادعای ندارها رو میکردن ک من مجبور شدم طلامو برا حفط ابرو طلای مادرمو بفروشم نمیبخشمشون و حلالشون نمیکنم البته این فقط ی بدیشونه برا بدی هایی ک در حقم کردن باید طومار بنویسم...
فقط نمی دونم چکار کنم هر وقت یادم میاد کلی تو دلم از مادرم عذرخواهی میکنمک تنها یادگارشو مجبور شدم بفروشم