من یک دخترم که برای کسی مهم نیستم شوهرمم ولم کرد رفت برای هیچکس مهم نیستم از تنهایی صبح شبم شده گریه هیچکسی ندارم که رو شونه هاش گریه کنم و درد دل کنم نیومدم اینجا که شمارو ناراحت کنم اما تنها جایی که بهم ذهنم رسید میتونم دو کلام دلمو بیرون بریزم اینجاس با هرکی صحبت میکنم بهم میگه تو دیوونه ای بدبختی احساس میکنم نفرین شده ام