یا صاحب الزمان علیه السلام
عُمری ست در هوای خودت گریه می کنی
با نوحه و نوای خودت گریه می کنی
.
گاهی کنار تربتِ مَخفیِ مادرت
بر خاکِ آشِنای خودت گریه می کنی
.
یک شب کنارِ پنجره فولاد می روی
با حاجت و دعای خودت گریه می کنی
.
شب های جمعه زائرِ شش گوشه می شوی
با یادِ کربلای خودت گریه می کنی
.
با خواندنِ زیارتِ ناحیّه تا سَحر
با سوزِ روضه های خودت گریه می کنی
.
لایق نبوده ایم اَنیسِ غمَت شَویم
با درد و غُصّه های خودت گریه می کنی
.
ما که اَهمّیت به غیابَت نمی دهیم!
از غُربَتَت، برای خودت گریه می کنی!
.
هر هفته نامه های مَرا می زنی وَرق
بر حالِ این گدای خودت گریه می کنی
.
کَس تابِ آن نداشته هم گریه اَت شود
تنها... تو پا به پای خودت... گریه می کنی...
رضا رسول زاده
«اَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّکَ الفَرَج»