چند وقت پیش عروسی من بود برادر هام و زن هاشون کاری کردن که اصلا فکرش رو هم نمی کردم علیه مراسم من با هم جور شدن و سعی در به هم ریختن مراسم و ازدواجم داشتن که موفق نشدن اونم چرا به خاطر خودخواهی و کینه هایی که از مادرم داشتن به همین خاطر من مجبور شدم در تنهایی و انزوا مراسم هام رو بگیرم و برای عروسی که فقط فیلم و عکس داشتیم بدون مهمان و برادر هام برگزار شد البته فقط خونه مادرم حالا بعد از یه سال عروسی خواهر بزرگم بود مادرم دوتا برادر هام رو گفت و اونها هم اومدن . خیلی ناراحتم خیلی اول از دست مادرم که چرا اون همه به من توهین شد و بهم قول داده بود که تقاص من رو بگیره ولی نگرفت و دوم از دست برادر هام که چرا سر من اینطوری کردن در صورتی که هیچ مشکلی با من نداشتن و سوم از دست خواهرم که چرا برای من احترام قائل نشد که حالا این دو تا برادر هم نمی گفت برای مراسم عکس بیان و مثل من برگزار میکرد ولی نکرد . دلم خیلی گرفته خیلی
احساس تنهایی شدید دارم