برمنم یه خارج از رحمباردارشدم سه سال پیش.همه جا میگف بس که عروسمکمتحرکه وزیاد می شینه
اونم بدمیشینه برهمین سقط شددرحالیکه من دوشیفت کار میکردم وخونه م همتمیز بودوغیره
یکی نبود بگه اخه زنیکه خارج از رحم که جنین میره تو لوله رشد میکنه چه ربطی به تحرکداره بعدشم که دوسال بچه دار نشدیم تن تن به شوهرم زنگ میزد میگف رفتین بچه بکارین !!!!!
هیچ وقت حرفای مثل تیرش یادمنمیره
یا روزی که منو عمل کردن ۱۸ اسفند بود وحالی ازم نپرسیدن وخیلی کوچیکم کردن از ته دلم اه کشیدم و فرداش باشوهرم اومد منو مرخص کنن برگشت گف اخه فک کردم بچه تو بغلته داری میایی!!!!
چوب خدا صدا نداره سال بعدش برادر جوانش ۱۸ اسفند فوت کرد
به خدا قسم من یه دنیا ازفوتبرادرش ناراحت شدم ولی یه لحظه گفتم نباید دل کسی رو بشکنی