خیلی باهام سرده.هم دیگرم خییلی دوس داریم خوب میدونم که از ته دلش دوسم داره ولی خیلی سرده.تاحالا یه دفعه نازمو نکشیده تاحالا وقتی صداش زدم بهم نگفه جانم میگه بله...
خونه بابام نمیاد باهام تاحالا نیومده هرررشب میگه بریم خونه مامانم و اونارو بیار حتی تو رابطه ازش راضی نیستم.
صبح ساعت ۸ میره بیرون ۷ شب میاد شامشو میخوره ۷ و نیم میره بیرون ۱۲ شب میاد منم بایه بچه توخونه تنها...بخدا دارم خفه میشم از تنهایی انگار توقفسم.من همش ۱۹ سالمه چرا باید انقد افسرده باشم.اصلا قدرمو نمیدونه