الهی و ربی من لی غیرک. بالخره توی یک روز بارونی ☔️ ساعت 8صبح رفتم تست بتا دادم و درتاریخ19اسفند 1403 فهمیدم مامان شدم😍😍اونم بعد از5ونیم سال انتظار...تاریخ 27اسفند رفتم ساک حاملگی دیدم نی نی جاش حسابی خوب و راحت بود...1فروردین لکه دیدم و بازرگانی رفتم سونو دکتر گفت یه جنین دارای ضربان 🫀 قلب 😍 و یه هماتوم جزئی...6فروردین بازم رفتم ببینم هماتوم تموم شده که اثری ازش نبود و کنجد مامان شده بود لوبیا😍 16 فروردین اولین بار صدای قلبشو شنیدم دورش بگردم بمونی برامون...بابات عاشقته تاتو بیای خیلی انتظار کشیده ان شالله این حس قسمت همه منتظرا...من بعد از سه بار آی واف و سه بار پانکچر با اولین انتقال دکتر علیرضایی مرکز مام مامان شدم
حتما امروز به نیتش یه تسبیح صلوات بفرست و یه صدقه بده هدیه روز مادر رو براش بفرست.
روحش شاد
فرزندم این روزها خانه را به عشق آمدن تو جارو میکنم که شاید انتظار هشت ساله من هم تمام شود و تو از راه برسی.. بیایی و خانه ای که از صبح تا شب پر از تنهایی و سکوت است را پر کنی از شادی و نشاط.. برای بی خوابی های مادرانه دلم تنگ شده است... برای گریه های شبانه ات دلم تنگ شده است.. کاش بودی و هر روز تو را در آغوش می کشیدم.. کاش بودی و بعد از مرتب کردن خانه درست زمانی که میخواستم چای داغ بخورم و خستگی در کنم، تمام اسباب بازی هایت را به زمین میریختی و غرق دنیای کودکانه خود می شدی.. کاش بودی و داد و فریاد و خوشحالی میکردی و نمیگذاشتی صدای خنده کودک همسایه در خانه ما پر شود و بغضی فرو خورده فوران کند و بی امان شروع به باریدن کند.آری فرزندم.. این روزها همه چیز خوب است ولی تو نیستی و مادر بی صبرانه چشم انتظار این است که روزی بیایی و به زندگی او رنگ و بوی خوشبختی را بدهی