2777
2789
عنوان

سرگذشت تلخ و عجیب غریب زندگی من

33213 بازدید | 69 پست

سلام خدمت همه ی عزیزان سایت نی نی سایت 

من مهدیه هستم و ترنس پسر به دخترم

بیست و پنج سالمه و با مادر پدرم زندگی میکنم

چون خیلی دنبال این بودم که یه جایی باشم بتونم مثل یه دختر کنار خانمها درد و دل و صحبت و مشورت کنم به واسطه یکی از دوستای خوبم با این سایت آشنا شدم و خیلی خوشحالم که الان کنارتون هستم

من اسم کوچکم مهدی هست ولی اسمی که در واقع باید باشم و خودم قبولش دارم مهدیه هست

تک فرزند هستم و پدر و مادرم بد حدود پونزده سال که از ازدواجشون گذشته بود با کلی راز و نیاز منو به این دنیا آووردن و اختلاف سنی حدود 45 سال با بابام و 39 سال با مامانم دارم 

از پنج شش سالگی تقریبا فرق من با بقیه پسرا مشخص شد عاشق عروسک بازی و بازی کردن با دختر عموهام و دختر خاله هام بودم یادمه چقد حسرت دامن هایی چین چین دار اونا رو میخوردم ولی خب چون خیلی کوچک بودم فک میکردم من بزرگ شم مثل لونا ازون لباسا میپوشم و به خاطر فاصله سنی زیادم با مامان بابام روم نمیشد بهشون بگم که منم مثل فاطمه و زینب دوس دارم دامن بپوشم و موهام بلند باشه گذشت این قضیه و من بزرگ تر شدم تا سن 12 13 سالگی و یه روز که خونه تنها بودم به خاطر اینکه موهای بدنم کم کم داشت رشد میکرد و من واقعا اذیت میشدم ازین موضوع شروع کردم به اصلاح موهای دست و پام و انقد حس خوبی بهم داد داشتم پرواز میکردم از خوشحالی و اومدم بیرون ناخن هام رو لاک زدم نشستم خوب و خوشحال تا مامان بابام بیان و اومدن منو اونجوری دیدن و کلی غر  و سرزنش کردن منو و منم واسه یه مدت بیخیال شدم

گذشت تا تابستون سال بعد که یه نامه براشون نوشتم و گفتم دوس دارم دختر باشم نه پسر وای اگه بدونی چقد غصه خورد مامانم چقد روز و شب گریه کرد بابام یه کلمه با کسی صحبت نمیکرد دیگه از ناراحتی شب و روز نداشتن در کل

راستش نمیدونم چرا ولی دلم اینقد براشون سوخت که خودم یادم رفت گفتم الکی یه چیزی گفتم حالا و دیگه تصمیم گرفتم جلوشون نه حرفی بزنم نه لباسی بپوشم که ناراحتشون کنم ولی الان که تقریبا ده ساله میگذره ازون موضوع و اونا هم خیلی شکسته و پیر شدن خیلی خستم از پنهان کردن خود واقعیم و واقعا موندم بین دوراهی هنوز..

میخونمت

هم وقتشو داری ... هم فرصتش پیش اومده ... هم کسی اصلا نمیفهمه ... ولی چون اشتباهه از انجام دادنش منصرف میشی...! این معنای دقیقه اصالته...راه پنهانی میخانه ندانند همه کس! جز من و زاهد و شیخ و دو سه رسوای دگر...!

ببین برای خارج از تهران که ویزیت آنلاین رایگان دارند، ولی اگه تهرانی و می تونی هزینه کنی حتماً یه نوبت از مرکز تندرستی دکتر گلشنی بگیر تا تمام مشکلات بدنت یکبار کامل چکاب بشه.

من خودم هم پای پرانتزی داشتم هم گردن درد ، همسرم هم کف پای صاف و کمردرد شدید داشت جفتمون با ورزش تخصصی و آبدرمانی الان خیلی بهتریم.

این شمارش: ۰۲۱۲۴۵۰۱۰۰۰

اینم لینک دریافت نوبت ویزیت آنلاین رایگان

اگه میخوای کاربرا باور کنن باید عکس یهویی بفرستی

منم بودم همین کارو میکردم چون هرروز ده تا تاپیک سرکاری میزنن 

نریزید سرم حالا 😑

ایشالا هر جا هستی موفق باشی❤

با فنجانی چای هم میتوان مست شد! اگر اویی که باید باشد، باشد💜

پیش پزشک رفتی

این دنیا به من سخت گرفته خیلی زیاد منکر این نمیشم که خیلی هاش رو خودم با گناه از خودم گرفتم .این من باعث شده بجا هایی که میخواستم نرسم .ولی این من از امروز اجازه نمیده که فرصت های خوب از دست بره فرصت های با خدا بودن ،با خدا به دست اوردن  .با خدا به دست اودن خیلی با ارزش هست . میخوام از زندگی با خدا بودن لذت ببرم ومشکلات باعث ناراحتی گناه نشه .میخوام به تهمت ها ناروا ها اهمیت ندم .من عاشق اسمان وعکاسی از اسمانم و هر روز انجامش میدم من عاشق کتابم وهرروز انجام میدم من کارهایی که عاشقشون هستم رو انحام میدم ومطمئن میشم که کار های مورد علاقم منو زیر سوال نمیبره .میخوام اونقدر پاک باشم تا جای هیچ حرفی نباشه تا وجدانم راحت باشه .اگه دوست دارین برام یه صلوات بفرستین .ممنون که وقت گذاشتی و امضا منو خوندی منم به نبت تو صلوات میفرستم اگه بگی خوندی.🤗

آبجی چرا قانونی اقدام نمیکنی؟؟؟ من یکی تو دانشگاهمان تربیت بدنی میخوند ترم اول با دخترا تموم کلاساشو رو میرفت بعد ترم آخر عمل کرده بود با پسرا میرفت کلاساشو و اسمش عوض کرد...البته بماند که سر این موضوع با کل خانوادشون مشکل پیدا کرده بود ولی چون ۱۸ شده بود اجازه کاراش دست خودش بود...تو هم صبر کن تا ۱۸ بشی یا هم خانوادتو راضی کن

امضای خدا پای تموم آرزوهات....حکمت و قسمت خدا یکی بشه با حاجت دلت...زندگیت پر بشه از شادیهای کوچیک بزرگ..حال دلت آروم...اللهم عجل لولیک الفرج
آبجی چرا قانونی اقدام نمیکنی؟؟؟ من یکی تو دانشگاهمان تربیت بدنی میخوند ترم اول با دخترا تموم کلاساشو ...

بیست و پنج سالشه 

سال هاست در کنار حیواناتی زندگی میکنیم که ادعای انسان بودن میکنن 
اگه میخوای کاربرا باور کنن باید عکس یهویی بفرستی منم بودم همین کارو میکردم چون هرروز ده تا تاپیک سر ...

مرسی عزیزم ازت 

ولی چرا باید خودمو ثابت کنم ؟ چرا باید سرکار بزارم آخه ؟

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792