2777
2789
عنوان

🌙🌙🌙🌙🌙🌙🌙نماز شب 🌙🌙🌙🌙🌙🌙

| مشاهده متن کامل بحث + 5993 بازدید | 30 پست
تو کانال و.گروه خیلی ها عضو بودن نماز شب خون شدن و.حاجت گرفتن اگر تل گرام ندارید تو.نت سرچ کنید مطالب و احادیث زیاده تو.کانال خاطره حاجت روایی از نماز شب هم زیاده
*****لطفابریدتو وبلاگم مطمئنم خوشتون میاد ****** http://mofidtypik.blogfa.com/
📣📣📣📣📣📣📣📣📣📣📣📣📣 📣📣📣📣📣📣📣📣📣📣📣📣📣 قابل توجه کسانی که نماز صبحشان قضا میشه پیشنهاد یکی از دوستان ✅✅✅من هر هفته با خدا عهد میبندم و میگم خدایا اگر تا اخر این هفته نماز صبحم رو تا نیم ساعت بعد اذان خوندم خودم رو جریمه میکنم (چون اول وقت نخوندم )یک روز روزه بگیرم ✅✅✅✅اگر خدای نکرده نماز صبحم قضا شد برای جریمه دو روز،روزه بگیرم ✅✅✅ من ساعت دورتر میزارم وقتی زنگ زد بلند میشم و خاموش میکنم و نمازم رو میخونم ✅✅✅اگر نماز صبحم رو اول وقت خواندم که شکر خدا را بجا میارم @namazshab113
*****لطفابریدتو وبلاگم مطمئنم خوشتون میاد ****** http://mofidtypik.blogfa.com/

نی‌نی سایتی‌های عزیز

دنبال یه جای مطمئن برای یاد گرفتن نکات بارداری، نگهداری نوزاد، تربیت کودک و بهبود رابطه با همسر هستی؟

توی کانال "بله" ما هر روز:

✅ نکات کاربردی مادر و کودک

✅ آموزش‌های تربیتی

✅ توصیه‌های روانشناسی خانواده

✅ ایده‌های رشد و بازی با کودک

✅ مطالب سلامت زنان و بارداری

و کلی مطلب جذاب دیگه منتشر می‌شه...

به جمع ما بپیوند و از این محتوای  کاربردی استفاده کن.  🌷

ختم: باغ بهشت _نماز شب -خاطره حاجت روایی _ داستان قرانی: ❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️ 🌷حاجت گرفتن یکی از اعضا گروه باغ بهشت 🌷 من یک حاجت بزرگ هم از این خانواه ها مستمندان گرفتم تاعمر دارم فراموش نمی کنم وقتی نیایش خانم در گروه گقتند که اگر میتواند به این مستمندان کمک کنید من هم چند بار یک کمک گوچک کردم بعد از چند شب در خواب دیدم که یک پسر بچه مرا دنبال میکند در دست من یک کیف بود وقتی که به من رسید گفت این کیف را به من میدهی من هم کیف را به او دارم این خواب خیلی ناراحتم کرد شب به شوهر گفتم پول بده بریم گوشت بخرم او هم پول داد وقتی پول را گرفتم به او گفتم با ابن پول گوشت نمی خرم گفت چرا گفتم میخواهم به کسی کمک کنم پول را شب کنار گذاشتم تا فردا به حساب بریزم ولی چون نمیتوانم خودم بریزم به حساب گفتم عصری پسرم میریزد صبح پسرم رفت سر کار نزدیک ظهر بود که پسرم امد خانه ولی رنگش خیلی سفید بود گفت مامان امروز خدا عمر دوباره به من داد گفت یک ته آهن بزرگ به سر میخورد که سرم را عقب کشیدم تا به سرم نخورد میخواست به پشت بیآفتد که پشت سرم روی زمین پرآهن بود که مثل این که روی هوا ماند بودم هیچ کسی هم پیشم نبود که دست او. را بگیرم گفت مامان تو امروز چه کار کردی گفتم هیچ کاری نکردم گفت من وقتی سرم را عقب گشیدم روی هوا مانده بودم مثل این که چند نفر دست مرا گرفتندگذاشت روی زمین دوستان من فقط نیت کردی بودم هنوز پول را به حساب نریخته بودم این یک حاجت بزرگی است که من گرفتم اول از خدا دوم از این خانواده پسرم را دارم خدا را هزاران مرتبه شکر میکنم من فقط فکر قرض ها بود من با خودم میگفتم چرا خداوند حاجت مرا نمی دهد ولی خدا خیلی مهربان است ما چند روز گوشت نخوریم ولی توانستم یک کیف بخریم ویک بچه را خوشحال کنم خواهران گلم اگر توانستید به این کودکان کمک کند شده هر ماه پنج هزارتومان برای ما این مقدار پولی نیست ولی وقت جمع بشه برای این خانواده ها خوب است ما نزدیک 300نفر هستم من حساب کردم میشه هر ماه 150هزارتومان میشه این یک کاربزرگی است که بتوانم به این خانواده ها کمک کنیم البته کمک بزرگ را نیایش خانم میکند ما فقط وسیله هستم خواهران گلم ببخشبده که زیاد شد شرمنده ام حلال کنید @namazshab113 ❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️ 🌷حاجت اعضا گروه 🌷 من تزدیک دو سال است که با این گروه آشنا شده ام این را میدانم که خواسته خدا بودی من نماز قضاء دارم من هرروز میدیدم که دوستان نماز شب را اعلام میکردند با خودم میگفتم من که نماز قضاء دارم نمیتوانم نمازشب بخوانم یکروز به نیایش خانم گفتم من نماز قضا دارم نمیتوانم نماز شب بخوانم پیش خدا روی سیاه هستم این خواهرخوبم راهنمایی کردند گفتند بخوان خدا مهربان است ومن هم شروع به خواند نمازشب کردم بااین که خیلی هم اعصبم خراب بود 50میلیون قرض داشتیم وفقط یک ماه هم وقت داشتیم تا این پول راپرداخت کنیم به شهرداری اگر به موقع نمیدادیم باید هم خودم وهم پسرم که تازه عروسی کردی بود بی خانه می شودیم ومن که خیلی هم اعصبم خرد بود دست وپا هایم می لرزی بعد از چند روزه خوانی نماز خیلی آرام شودم وهم وام گرفتم خداوند کسانی را سرراهمان قرارمیداد که خودمان هم باورمان نمیشود در فامیل به هرکسی قرعه کشی درمی آمد فردا صبح می آورد می دادبه ما وقتی که نماز میخواندم یک حس خواستی پیدا میکردم یک شب شوهر دید که من نماز شب میخوانم اوهم شروع به خوانده نماز شب کرد الان نماز شب برایم مثل نماز واجب شدی اگر یک روز نخوانم نمیشه چند روزه که مرخصی میریم موقع نماز بیدار میشوم الان فقط ازخداوند میخواهم تا به من عمر زیاد وسلامتی بدهد تا هرروز نمازشب بخوانم حیف که دیر فهمیدم افزوز میخورم که جوان نیستم 😭😭😭 دوستان که جوان هستند حتما نماز یومیه ونمازشب رابخواند ببخشید که این رامیگویم الان با قدیم خیلی فرق دارد 35سال پیش من که جوان بودم حمام نبود واگر بود با خانواده شوهر زندگی میکردم حمام رفتن رابعد میدانستن پدر شوهر ومادر شوهر نباید بفهمند حمام میریم این قدرکم فرهنگ بودیم اگر عقل الان راداشتم به خاطر نماز این اشتباه بزرگ را نمی کردم و نماز قضا هم نداشتم الان پیش خدا هم روی سیاهم 😭😭 از نماز شب هم ارامش پیدا کردم وهم با این که این هم قرض دارم دخترم هم مشهد بردی هم مسافرت ومن امسال بهترین ماه رمضان را داشتم یک ماه روزه هایم را کامل گرفتم بعد از 25سال وهم سلامتی پسرم را @namazshab113 ❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️ 🌷حاجت روایی اعضا گروه🌷 سلام من واقعا از مریضی خسته شده بودم به لطف خدا بعد دعاها ی خواهران گل شفا گرفتم این گروه ها بود که منو شفا داد اعلان داروها م را کم کردم خیلی بهتر شدم خیلی از مدیران و خواهران گل تشکر میکنم خدا حاجت قلبی همه را بده مخصوصا شفای بیماران سرطانی و لا الاج را بده از مدیران گروه خواهش میکنم تو همه گروهها بزارن من تشنج میکردم پوکی ا ستخوان داشتم ناراحتی اعصاب وکلا مریض بودم حالا شفا گرفتم😘😘😘😘😘 امیدشون را از دست ندن من بارها شده بود که دست به خودکشی بزنم شیطونو لعنت کردم به فکرم رسید تو تل گر ام ببینم دعا ی یا گروهی هست که شرکت کنم دختر دائیم دیگه حال منو چه جوری دید گفت تو تل گر ام گروه ختم صلوات هست میخواهی شرکت کنی منم وارد گروه شدم اول خدا بعد نیایش جون درد دل کردم که به من دلداری داد خیلی خوشحالم که دارم خوب میشم نباید کسی نا امید بشه چون خدا هست من داستان زندگیم را بنویسم همه تعجب میکنید چون از هفت سالگی در رنج و عذاب بزرگ شدم از همه اونهایی که مریض هستند خواهش می‌کنم ناامید نشن فقط ذکر و دعا و سوره و قرآن از این گروه ها بردارند من چند وقت نماز نخوندم از خدا قهر کردم ولی این نیایش جون بود منو راهنمایی کرد نماز شب هم چند روز ی خوندم دیگه قرص اعصاب میخوردم نتونستم به امید خدا میخوام شروع کنم واقعا ممنونم خدا به همه خواهران گل گروه مخصوصا مدیران زحمتکش قوت بده و سلامتی @namazshab113 ❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️ 🌷خانم طلا🌷 من هم تقریبا دو سال که نماز شب میخونم اما به صورت هر شب یک ساله تو این یه سال اتفاقات عجیبی مثل معجزه برام افتاده وقتی که نیاز ضروری به نگاه خدا تو زندگی داشتم خدا همیشه حضور داشته و نگاه ولطفش مشکلم به بهترین شکل ممکن حل شده بعد از این اتفاقات به این نتیجه رسیدم دادن چیزی نعمت و حکمت وندادن چیزی مصلحت. @namazshab113 ❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️ 🌷رویای زندگی 🌷 آخرین شب از چله ی نماز شبم بود که حاجتمم روا شد توی این چهل.روز عزیزم فقط بگم یه حاجت دو ساله بود. البته ختم زیارت عاشورای حق شناس رو هم کنارش داشتم @namazshab113 باغ بهشت _نماز شب -خاطره حاجت روایی _ داستان قرانی: ❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️ 🌷خاطره یکی از اعضا در مورد کمک به نیازمندان🌷 قبلا اصلا تو این فکرا نبودم خواهرم یه شهردیگه تصادفا باچندتا فقیر مواجه شد میومد میگفت باهم کمک کنیم بهشون بعد یه گروه چندنفره زدیم بعد دیدیم خیلیا هستند که به نون شب محتاجن وچیزایی دیدیم که باورش برامون سخت بود وبعد تصمیم گرفتم خودم هم دنبال این کار برم شهرهای جنوب شهرهای جنگ زده روستاها نیازمند زیاد داریم یبار داشتیم برای یه موضوع تو گروه کمک جمع میکردیم یه خواب دیدم که خیلی بهم نیرو داد وبیشتر مشتاق شدم خواب دیدم امام علی ع بایه کوله پشتی شبانه به راه افتاد یه نفر بود گفت کسی نره دنبالشون دوست ندارن شناخته بشن یه نفر رفت منم رفتم دیدم حضرت رفتن تا رسیدن به زمینی خشک مثل بیابون بود دوتا بچه با فاصله زیاد از هم نشسته بودن حضرت از کوله پشتیشون دوتا شیر ویک قرص نان مثل نانهای اون زمان باقی مانده بود براشون اومدم بگم خوب نصف کنید براشون خوده حضرت رفتن شیر رو دادن ونون رو نصف کردن دادن به بچه ها بعد یه مهر افتاد از کوله پشتی ایشون که من برداشتمش میپرسم شاید باور نکنید یه جورایی انگارخدا میزاره جلو پام حتی روستاها ولی تا هزینه ها جمع بشه خیلی حرص میخورم مخصوصا الان برای مدارس چون وقت کمه یه شب حتی گریه کردم گفتم خدایا این بچه ها کسی رو ندارن مخصوصا کلاس اولیه شوق مدرسه داره دست خالی نره نگاه به دست بقیه کنه 😭 @namazshab113 💚❤️💚❤️💚❤️💚❤️ نیایش احمدی: سلام دوستان گلم . داستانی که میخوام واستون تعریف کنم مربوط به ماه رمضان حدود ۴سال پیش هست که امیدوارم هم خوش تون بیاد وهم اینکه انشالله درسی عبرتی باشه واسه ما. خوب،حتما تو مفاتیح الجنان خوندین که : هرکس دعای مجیر را تو ایام بیض ماه مبارک رمضان بخواند ،تمام گناهانش آمرزیده میشه حتی اگه به اندازه ریگ بیابانها باشه . منم اون سال ماه مبارک رمضان مثل سالهای قبل تو این سه روز دعای مجیر را خواندم با اینکه عذر داشتم ونمی تونستم روزه بگیرم .روز پانزدهم که اخرین روز ایام بیض بود ،موقع سحر من این دعا را خوندم و بعداز اذان خوابیدم وخواب عجیبی دیدم.تو خواب دیدم داریم یه پسر بچه نوجوانی را تشیع میکنیم و فقط من و مادرش همراه جنازه اش بودیم و به جایی رسیدیم که دروازه اخرت به حساب میومد.در اونجا دو مامور اومدن وبچه را از ما دونفر تحویل گرفتن ولی فقط به من اجازه دادن تا اونور دروازه برم و به همراه آنها ،این نوجوان را تا بهشت مشایعت و همراهی کنم .اما قسمت عجیب این خواب این بود که،ما از یه مسیر سرسبز وزیبا به سمت دروازه بهشت میرفتیم و تواین مسیر ؛یه سری آدما بصورت گیج و منگ افتاده بودن و چرت میزدن و بوی خیلی بدی از اونها پخش میشد!!! ویه سری هم بااین که جنازه هاشون در حال متلاشی شدن بود ،اما نفس میکشیدن !!! ودربین انها جوانی به حالتی وحشتناک نیمه بیهوش چرت میزد و دست میکرد تو لباسش و یه چیزای خیلی بدی در می آورد و می خورد ، من از دیدن این صحنه ها خیلی حالم بد شد و از اون دونفر پرسیدم که چرا اینها به این حالت افتادن و اون جوان چرا همچین غذای تهوع آوری میخورد ؟؟ اگه گ ناهکار هستن ،پس چرا به جنهم نمیرن وچرا اینجا افتادن ؟؟اونا پاسخ دادن این چند نفر به اندازه دوسال از عمرشون گناه انجام دادن ،باید به اندازه این دوسال به این حالت باشن وبعد وارد بهشت شوند!!! چون گناهانشون کم هست ؛اینها را داخل جهنم نمی برند!!! و اون غذای بد بو وچندش آوری هم که اون جوان از توی لباس و بدنش برمیدارد و میخورد ،اون همون گناهانش هست که الان غذا و خوراک خودش شده !!!!و جالب اینکه ما هرچی به دروازه بهشت نزدیکترمیشدیم، آسمان روشنتر و زمین سرسبزتر وزیباتر میشد .که امیدوارم قسمت همه شما حوریا باغ بهشت بشه . خدا شاهده که من بعد از بیدار شدن از خواب ، بخاطر اون صحنه هایی که تو خواب دیده بودم ،تا غروب اون روز حالت تهوع داشتم و با این که روزه نبودم ،اما نتونستم حتی لقمه ای غذا بخورم در پایان از خدای رئوف و رحیم میخوام تا ما را نیامرزیده ازدنیا نبره .واز شما خوبان التماس دعا دارم وهم میخوام مواظب لحظه لحظه عمر تون باشید تا انشاالله عاقبت بخیر بشیم 🙏🙏🙏🙏🙏🙏 @namazshab113
*****لطفابریدتو وبلاگم مطمئنم خوشتون میاد ****** http://mofidtypik.blogfa.com/
باغ بهشت _نماز شب -خاطره حاجت روایی _ داستان قرانی: ❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️ سلام ب خواهرای گلم میخوام ی خاطره از نماز خوندن یکی از اعضا براتون تعریف کنم من خیلی دوست داشتم نماز شب بخونم اما فوق العاده ادم تنبلی بودم یادمه روز اول حسابی با خدا عهد بستم ک اگه منو بیدار کنی نماز شب میخونم باور کنید بدون اینکه ساعت بزارم یا ذکر خاصی بگم خدا از اون شب منو بیدار کرد اما من چیکار کردم .... هر شب نیمه های شب منو ب طرز عجیبی بیدار میکردن ی شب یکی با اسم صدام کرد بلند شدم نشستم دیدم چشام باز نمیشه گفتم خدایا ببین اینجوری ک نمیشه نماز خوند خیلی خوابم میاد امشبو بخوابم قول میدم فردا اگر بیدارم کنی بخونم فردا شب بازم نیمه های شب این بار یکی متکامو خیلی اروم و یواش تکون داد بازم بیدار شدم دیدم واقعا نمیتونم چشامو باز کنم گفتم خدا این طوری نماز خوندن ک بدرد نمیخوره میخوابم قول میدم فردا شب اگه بیدارم کردی نماز بخونم و این کار هر شب بود هر شب پشت سر هم ب طرز اروم و خوش ایندی بیدارم میکردن و من چند لحظه کوتاه تو رختخواب میشستم بعد بخدا وعده میدادم و میخوابیدم تا اینکه ی شب انگار عطری تو حلقم بریزن بیدار شدم طوری ک اول فکر کردم دارم ی چیزی بالا میارم انقدر بوی عطر زیاد بود ک وقتی نفس میکشیدم تمام دهنم و حنجرم پر بود از عطری ک دنیایی نبود میدونستم خدای مهربون بازم واسه نماز شب بیدارم کرده اینم با این همه لطفی ک داره در حقم میکنه اما بازم چند لحظه کوتاه نشستم تو رختخواب چند تا صلوات فرستادم بازم زدم زیر قولم نمیدونستم ک این بار خدا داره باهام اتمام حجت میکنه هر بار داره لطف میکنه و من این نعمت بزرگ رو پس میزدم تا شب بعد.... خواب دیدم میخوام بلند بشم نماز شب بخونم اما مریضم و نمیتونم بلند بشم ب سختی خودمو از رختخواب کندم بدون اینکه بتونم وضو بگیرم نشسته رو ب قبله شروع کردم ب نماز خوندن ی دفعه یادم اومد حجاب ندارم با زور لحافم رو کشیدم سرم اما نشد ک کل سرم رو بپوشونم و نماز خوندم چ نمازی دست چپم رو ب قنوت گرفتم شروع کردم ب خوندن چنان آتیشی از کف دستم بیرون میزد ک وحشت کردم اما قربون لطف خدا برم بعد چند لحظه نور سبز فوق العاده زیبایی جای اون آتیش وحشتناک از کف دستم بیرون میومد اما دوباره آتیش جاشو میگرفت چند بار این موضوع تکرار شد و من ی دفعه از خواب پریدم بقدری ترسیده بودم ک حد نداشت دیدم نیمه شبه تازه فهمیدم از بس واسه خدا ناز کردم این شب لیاقتم این بود ک خداوند با دست جباریتش منو بیدار کنه واین واسم ی تلنگر بود حتی درست بلد نبودم نماز شب رو چطور میخونن اما هر طور بود اون شب خوندم باور کنید دقیقا عین خوابم وقتی قنوت گرفتم هم آتیش رو کف دستم میدیدم و هم اون نور زیبا رو هم وحشت کرده بودم هم اون نور آرامش خاصی بهم میداد خدا رو شکر الان چند سالی هست ک از این جریان میگذره و گوش شیطون کر فقط دو یا سه شب بوده ک خواب موندم اما دقیقا موقع اذان صبح بیدار شدم و قضاشو خوندم نیایش جون تو گروه گله کردن چرا کسی اعلام نکرده ک خونده منم پی وی نوشتم ک روم نمیشه اعلام کنم گفتن شاید ی نفر با این اعلام کردن سر شوق بیاد و بخونه تصمیم گرفتم قضیه نماز خوندن خودمو بگم شاید ی نفر نیت کنه و از این ب بعد بخونه اما ی چیز رو با یقین میگم من واقعا از ته دلم دوست داشتم نماز شب بخونم و همین باعث شد خدا ولم نکنه امیدوارم خداوند هیچ وقت نظر لطفشو از شما خواهرای گلم نگیره وبرای این خواهر روسیاه تو نماز شبتون دعا کنید @namazshab113
*****لطفابریدتو وبلاگم مطمئنم خوشتون میاد ****** http://mofidtypik.blogfa.com/
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2840
2838
2834
2835
2108