چندین ماهه که میخوایم اقدام کنیم هر بار یه اتفاقی میفته به طور جدی دو ماهه اقدام کردیم ولی اونم انقدر اتفاق افتاد که اسمشو نمیشه اقدام گذاشت رفتیم دکتر ازمایش فهمیدم که مشکل تیرویید دارم همسرمم مشکل تحرک اسپرم یعنی دوباره اقدام تا چندماه تعطیل طلسم افتاده توش سنمون داره میره بالا ۵ساله که ازدواج کردیم اخه چرا هرچی مشکله بایذ برای من باشه دوست دارم بشبنم فقط گریه کنم که چرا هیچوقت هیچ کاریم بدون درد سر نمیشه همیشه باید انقدر دنبال یه چیزی بیفتم که اخر سر از زده شم ازش
❤️بدون تو یه مروارید مشکی بی صدف من ته مردابم یه ماهی وسط دریاولی خب بی نفسو وصله قلابم❤️
بخدا نبودم هیچوقت نا امید نبودم ولی خسته شدم عین ۱سال هر ماه دقیقا ی اتفاقایی میفته که نمیشه بار اول که اقدام کردیم انقدرررر امید داشتم که اسمم انتخاب کردم
❤️بدون تو یه مروارید مشکی بی صدف من ته مردابم یه ماهی وسط دریاولی خب بی نفسو وصله قلابم❤️
از وقتی که مادر شدم، فهمیدم چقدر میتونم قوی باشم ؛ جایی برای تسلیم شدن یا استراحت کردن وجود نداره ؛ هر احساسی هم که داشته باشی باید عاشقانه پیش بچه ات بمونی و ازش مراقبت کنی ... چون یکی هست که تکیه گاهش تویی ؛وقتی بغض میکنه، بوی تنت ، صدات، لمس کردنت،دلشو آروم میکنه ... یعنی یکی هست که تمام دنیاش تویی🩷
ان شاءالله مشکلتون حل بشه و هر چه زودتر خدا براتون بچه های صحیح و سالم و صالح عنایت کنه به زودی و دامنت سبز شه
از وقتی که مادر شدم، فهمیدم چقدر میتونم قوی باشم ؛ جایی برای تسلیم شدن یا استراحت کردن وجود نداره ؛ هر احساسی هم که داشته باشی باید عاشقانه پیش بچه ات بمونی و ازش مراقبت کنی ... چون یکی هست که تکیه گاهش تویی ؛وقتی بغض میکنه، بوی تنت ، صدات، لمس کردنت،دلشو آروم میکنه ... یعنی یکی هست که تمام دنیاش تویی🩷
از وقتی که مادر شدم، فهمیدم چقدر میتونم قوی باشم ؛ جایی برای تسلیم شدن یا استراحت کردن وجود نداره ؛ هر احساسی هم که داشته باشی باید عاشقانه پیش بچه ات بمونی و ازش مراقبت کنی ... چون یکی هست که تکیه گاهش تویی ؛وقتی بغض میکنه، بوی تنت ، صدات، لمس کردنت،دلشو آروم میکنه ... یعنی یکی هست که تمام دنیاش تویی🩷