2777
2789
عنوان

سقط جنین

505 بازدید | 13 پست

سلام،چندروز پیش تو اینستاگرام درمورد سقط جنین یه کلیپ دیدم،خیلی وحشتناک بود😔بادیدنش حقیقت خیلی خداروشکرکردم،چون منم دوسال پیش بین دوراهی مونده بودم،دروغ نگم یه مقداری تلاش کردم واسه سقط ولی خدارو شکر سقط نشد....

خداروشکر 

من یه سقط داشتم که عمدی هم نبود بعد یکسال هنوز از ذهنم بیرون نمیره 

واقعا در عجبم از کسایی که خودشون اقدام به سقط میکنن 

به هر حال ممکنه اونام برای کارشون دلیل داشته باشن ولی خب شخص منو توجیه نمیکنه 

اگه امضامو میخونی بهم لطف کن و برای سلامتی تو دلیم یه صلوات مهمونم کن 😘منم از خدا میخوام آرزوهات برات خاطره بشن 🤗

۱۵ سال عینک می‌زدم، صبح‌ها دنبال عینک می‌گشتم، تو مهمونی‌ها نگران خط عینک بودم و آرایش چشمم درست درنمی‌اومد… 🥺

واقعاً خسته شده بودم! 😩💔

تا اینکه پیش دکتر کیوان رضایی تو بیمارستان نور لیزیک کردم 💕

عملش انقدر ساده و راحت بود که خودم تعجب کردم! فقط چند دقیقه طول کشید و اصلاً درد نداشت 😍

الان بعد از ۱۵ سال، بدون عینک بیدار می‌شم، راحت آرایش می‌کنم، با بچه‌ها بازی می‌کنم و تو هر عکسی احساس زیبایی و آزادی می‌کنم ✨💖

واقعاً بهترین تصمیم زندگیم بود.

گفتم اگر کسی عینکی هست و دنبال دکتر میگرده از اینجا میتونه باهاشون مشاوره بگیره

واسه تو دلیت دعا کردم انشاءالله سلامت باشه

مرسی با محبت ❤🌹

اگه امضامو میخونی بهم لطف کن و برای سلامتی تو دلیم یه صلوات مهمونم کن 😘منم از خدا میخوام آرزوهات برات خاطره بشن 🤗
پیجش،pas.az.marg بود،

همونکه خانمه داشت تعریف میکرد یه کوه از دست وپا و اینا دیدم و یه پرنده و...

خدایا فقط خودت😔 تو خوب میدونی پشت و پناهی جز تو ندارم.خدایا ولم نکن😭 دیگه پدری هم ندارم که دلخوش به بودنش باشم.میشه براش فاتحه یا صلوات بفرستین

عزیزم من اینستا ندارم . میشه داستانشو بگی؟

یک خانوم روسی بود،که کوتاه مدت مرده بود،رفته بودجهنم،خودش می‌گفت،میدونستم جهنمه ولی فک میکردم ممکن اعمالم درست بود چرا جهنم؟!یک کوه میبینه که اعضای بدن یک بچه اونجابوده،ازهمراهش که راهنماش بوده میپرسه،این بچه کیه؟میگه،بچه ی خودته...ولی این میگه من فقط سه تابچه دارم این بچه ی من نیس،بعدمیفهمه که بچه شو سقط کرده همونه،نگاش می‌کنه میبینه چقدرشبیه خودشه،چقدرشبیه بچه های دیگه شه،همون لحظه حس مادری نسبت به بچه پیدامیکنه،اعضای بدن بچه میچسبه بهم میشه یک بچه ی کامل،ولی همون لحظه یه پرنده میادسراغشو تیکه تیکه ش میکنه،بچه صداش می‌کنه مامان،ازش کمک میخاد!ولی این نمیتونسته،کاری انجام بده....فقط زجرمیکشیده،

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز
داغ ترین های تاپیک های امروز