2777
2789

درد پریودتا دوماه طبیعیه همه دارن توبارداری

خدایا هم برای دشمنانم هم برای دوستانم هرآنچه را برایم آرزومیکنند اول درحق   خودشان مستجاب کن بعد برای من وفرزندانم 😍😅

اره من درد داشتم ولی کم ازون لحظی که لکاح تشکیل شد ویار بد داشتم😭تاالان

باز آمد شوهر بی بهانه، با ادایی کودکانه، هیکلی چون استوانه می کند غر غر به خانه، یادم اید روز اول، گردنش کج، دست و پا شل . پیش بابا موش میشد سر خیس تا گوش میشد . دختری افتاده بودم مهربان و ساده بودم نرم و نازک، شاد و چابک. چشمهایم همچو اهو، عطر موهایم چو شب بو . می شنیدم از لب او حرفایی همچو جادو : من غلام خانه زادت، جان دهم هر دم به یادت، گر نیایی خانه ی من می گریزد روحم از تن . بعد از آن گفتار زیبا خام گشتم من همان جا . شد به پا جشن عروسی کیک و شام و دیده بوسی . بعد از آن دیگر ندیدم هرگز آن اوقات بی غم . قسمتم یک مرد جانی ، اندکی لوس و روانی ، بی اراده همچو یابو، پرخور و مغرور و پر رو . بشنو از من جان خواهر، هر که کرد این دوره شوهر ؛ خاک بر سر گشت و حیران . شد پشیمان شد پشیمان شد پشیمان......

من ساکن تهرانم کالسکه شیر ساز و کل چیز های کوچولوم رو از اپ بی‌بی لایف سفارش دادم. راستش اولش برای خرید اینترنتی سیسمونی یکم حساس بودم، مخصوصاً از بابت اصل بودن جنس‌ها، ولی وقتی سفارشم رسید واقعاً خیالم راحت شد 😊

همه چیز دقیقاً همون چیزی بود که توی سایت دیده بودم، بسته‌بندی خیلی مرتب بود و ارسال هم سریع انجام شد. از پشتیبانی هم هر سوالی داشتم خیلی خوب راهنماییم کردن.

در کل تجربه خرید خیلی خوبی داشتم و چیزی که بیشتر از همه برام مهم بود این بود که محصولات اصل و اورجینال بودن. حتماً برای خریدهای بعدی هم دوباره از بی‌بی لایف سفارش می‌دم 💜👶🏻

https://babylifeshiraz.com/app/

میخوام بدونم این درد مث پریود که از چند روز قبل پریود شدن شروع میشه،یا ازوقتی که پریود به تعویق میفت ...

ازقبل وبعد

خدایا هم برای دشمنانم هم برای دوستانم هرآنچه را برایم آرزومیکنند اول درحق   خودشان مستجاب کن بعد برای من وفرزندانم 😍😅
یعنی پریود نشدید بعد دردتون شروع شد؟ یا چند روز قبل از پریودتون درد شروع شد

چند روز قبل ولی تا الانم درد دارم 


من ۲۰ روز که از موعدم گذشت تست دادم دوتا جگری زد 


باز آمد شوهر بی بهانه، با ادایی کودکانه، هیکلی چون استوانه می کند غر غر به خانه، یادم اید روز اول، گردنش کج، دست و پا شل . پیش بابا موش میشد سر خیس تا گوش میشد . دختری افتاده بودم مهربان و ساده بودم نرم و نازک، شاد و چابک. چشمهایم همچو اهو، عطر موهایم چو شب بو . می شنیدم از لب او حرفایی همچو جادو : من غلام خانه زادت، جان دهم هر دم به یادت، گر نیایی خانه ی من می گریزد روحم از تن . بعد از آن گفتار زیبا خام گشتم من همان جا . شد به پا جشن عروسی کیک و شام و دیده بوسی . بعد از آن دیگر ندیدم هرگز آن اوقات بی غم . قسمتم یک مرد جانی ، اندکی لوس و روانی ، بی اراده همچو یابو، پرخور و مغرور و پر رو . بشنو از من جان خواهر، هر که کرد این دوره شوهر ؛ خاک بر سر گشت و حیران . شد پشیمان شد پشیمان شد پشیمان......
چند روز قبل ولی تا الانم درد دارم  من ۲۰ روز که از موعدم گذشت تست دادم دوتا جگری زد

مبارک بارداری دیگه 

خدایا هم برای دشمنانم هم برای دوستانم هرآنچه را برایم آرزومیکنند اول درحق   خودشان مستجاب کن بعد برای من وفرزندانم 😍😅
چند روز قبل ولی تا الانم درد دارم  من ۲۰ روز که از موعدم گذشت تست دادم دوتا جگری زد

من پنج روز تا پریودم مونده.

کمر درد دارم،زیر دلمم کمی درد میکنه.

کاش پریود نشم اما امید ندارم.



مبارک بارداری دیگه 

اره مرسی گلم 

باز آمد شوهر بی بهانه، با ادایی کودکانه، هیکلی چون استوانه می کند غر غر به خانه، یادم اید روز اول، گردنش کج، دست و پا شل . پیش بابا موش میشد سر خیس تا گوش میشد . دختری افتاده بودم مهربان و ساده بودم نرم و نازک، شاد و چابک. چشمهایم همچو اهو، عطر موهایم چو شب بو . می شنیدم از لب او حرفایی همچو جادو : من غلام خانه زادت، جان دهم هر دم به یادت، گر نیایی خانه ی من می گریزد روحم از تن . بعد از آن گفتار زیبا خام گشتم من همان جا . شد به پا جشن عروسی کیک و شام و دیده بوسی . بعد از آن دیگر ندیدم هرگز آن اوقات بی غم . قسمتم یک مرد جانی ، اندکی لوس و روانی ، بی اراده همچو یابو، پرخور و مغرور و پر رو . بشنو از من جان خواهر، هر که کرد این دوره شوهر ؛ خاک بر سر گشت و حیران . شد پشیمان شد پشیمان شد پشیمان......
من پنج روز تا پریودم مونده. کمر درد دارم،زیر دلمم کمی درد میکنه. کاش پریود نشم اما امید ندارم.

یه تست بزن 

خدایا هم برای دشمنانم هم برای دوستانم هرآنچه را برایم آرزومیکنند اول درحق   خودشان مستجاب کن بعد برای من وفرزندانم 😍😅
من پنج روز تا پریودم مونده. کمر درد دارم،زیر دلمم کمی درد میکنه. کاش پریود نشم اما امید ندارم.

اصلا این حرفو نزن بگو هروقت خدا خواست  بگو خدایا جنینی بم بده که به سلامتی دنیا بیاد نه فقط باید باردار باشم 

باز آمد شوهر بی بهانه، با ادایی کودکانه، هیکلی چون استوانه می کند غر غر به خانه، یادم اید روز اول، گردنش کج، دست و پا شل . پیش بابا موش میشد سر خیس تا گوش میشد . دختری افتاده بودم مهربان و ساده بودم نرم و نازک، شاد و چابک. چشمهایم همچو اهو، عطر موهایم چو شب بو . می شنیدم از لب او حرفایی همچو جادو : من غلام خانه زادت، جان دهم هر دم به یادت، گر نیایی خانه ی من می گریزد روحم از تن . بعد از آن گفتار زیبا خام گشتم من همان جا . شد به پا جشن عروسی کیک و شام و دیده بوسی . بعد از آن دیگر ندیدم هرگز آن اوقات بی غم . قسمتم یک مرد جانی ، اندکی لوس و روانی ، بی اراده همچو یابو، پرخور و مغرور و پر رو . بشنو از من جان خواهر، هر که کرد این دوره شوهر ؛ خاک بر سر گشت و حیران . شد پشیمان شد پشیمان شد پشیمان......

من تازه باردارشدم.قبل موعدم سه روز کمردردداشتم عضلات پام میگرف. سینه دردداشتم یه هفته ب پری قطع شد. تپش قلبم هنوزدارم

ویران شده را حوصله منت معمار نباشد!ویرانه مارابگذارید ک ویرانه بماند...

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2838
2834
2835
2108