شیش ماهه گذشته از نبودنش میدونم لیاقت نداره میدونم اگ دوسم داشت نمیرفت میدونم رفتنی باید بره همه حرفارو حفظ شدم تو این شیش ماه
ولی من از ته قلبم دلم براش تنگ شده حس اینک چقد دور شدیم چقد غریبه شدیم یه زمانی نزدیک ترین بودیم بهم و الان حتی یه خبر هم ازش ندارم اشکمو درمیاره یه بغض خیلی سنگین تو گلومه
من دلم براش تنگ شده😔حس اینک چقد بی وفا شد بعد یه سال
نمیخوام نصیحت های تکراری بکنید که دوستی تهش همینه و... چون اینجوری احساس میکنم کسی حرف دلمو درک نمیکنه من خودم ب حد کافی خودمو سرزنش میکنم
نیاز دارم ک کمکم بکنن کاش میشد همه چی از اول خیلی خوب نوشته میشد کاش اونم حداقل مث من پشیمون بود کاش😔💔