امشب شوهر میگه یکی از دوستاش زنش رفته طلاشو بفروشه بده شوهره ماشین بخره تنها هم بوده ولی طلا رو تو راه گم میکنه شوهرم میگه باور نکن شاید خودش گرفته اخه دوستش یکم ساده اس دوستشم گفته نه بابا اومده خونه خون گریه میکنه تازه بار اولشم نیست دوسه بار طلا گم کرده
ولی منم شک کردم شاید خودش گرفته اخه زنه رو میشناسم خیلی زبر و زرنگه شایدم واقعا گم کرده بخدا
خدا کنه گم نکرده باشه ولی به شوهره اینجوری گفته باشه به نظرتون کار خوبیه من اگه خدای نکرده طلا گم کنم شوهرم منو میکشه هیچ وقتم تنها نرفتم بفروشم یا بخرم همیشه باهام بودیم