2777
2789

اونایی که منو میشناسن میدونن که من با خانوادم رابطمو قطع کردم ،،اعصابم هم بسیار آروم شده بود

برای تولد دخترم مجبور شدم دعوتشون کنم ، دوباره پاشون به خونم باز شده !!! 

بابامو که ول کنی روزی ده بار میاد ، آسایش نمیزاره ، اونم از سر محبت یا برای کمک نمیاد که ، مثلا بگه دخترم ، شوهرش پیشش نیست ، هواشو داشته باشم ، کمکش کنم ، میاد بدون کلاااامی حرف زدن میشینه و میره ، فقط جهت تهیه ی گزارش 

مامانم هم که متنفرم ازش ، میاد و همش سعیش اینه اعتماد بنفس آدمو بگیره ، مقایسه کنه ، پیش بابام خوار و خفیفم کنه ، فقط برادرمو تعریف میکنه ، خودش کم نیست حتی دوستای برادرمو هم تعریف میکنه ، یا میگه خونت کهنه و داغونه، هیچی نداری ، یا میگه بچت بی ادبه ، یا میگه ابروت کجه، موهات کچل شده و هزار تا مذخرفات دیگه 

بابام که از ترس مامانم حتی نمیتونه باهام حرف بزنه ، شام میارم ، مامانم همش میگه ما شام نمیخوریم ، بابات اصلا نمیخوره و ...بابام هم تا مامانم اجازه صادر نکنه ، میگه نمیخورم ، هر چقدر تعارف کنم میگه نمیخورم ، ولی تا مامانم میگه شروع میکنه تا آخر خوردن !! بعدشم میگن وای مریض میشیم ، شب نمیتونیم بخوابیم و ...

قبلا هم خیلیییی اذیتم کردن و بخاطر همین متنفرم ازشون 

دوست ندارم بیان، دوست ندارم زیاد ببینمشون ، ولی اصصصلا نمیتونم بی احترامی هم کنم یا رو ندم 

ببین برای خارج از تهران که ویزیت آنلاین رایگان دارند، ولی اگه تهرانی و می تونی هزینه کنی حتماً یه نوبت از مرکز تندرستی دکتر گلشنی بگیر تا تمام مشکلات بدنت یکبار کامل چکاب بشه.

من خودم هم پای پرانتزی داشتم هم گردن درد ، همسرم هم کف پای صاف و کمردرد شدید داشت جفتمون با ورزش تخصصی و آبدرمانی الان خیلی بهتریم.

این شمارش: ۰۲۱۲۴۵۰۱۰۰۰

اینم لینک دریافت نوبت ویزیت آنلاین رایگان

پدر من که فوت شده

مادرم هم نزدیک ده ماهه ندیدم

اتفاقا قبلا میگفتم باید چند سالی ازشون دور باشم اینطوری بهتره

حالا خدا ادبم کرده

نتونستم برم ببینمش

حالا وقتی میخوام بخوابم صدای مامانمو میشنوم

اشکم خود بخود میاد

دلتنگم شدید

دعا کن عید بتونم برم ببینمش

😔😔😔😔😔😭😭😭

صلوات برای ظهور مهربانترین مرد عالم

عزیزم من کامل درکت میکنم‌ مامان من یه کم شبیه مامانته اما فکر‌کنم با شدت کمتر. من چندسال پیش رفته بودم روانکاوی، بعد دیدیم ریشه مسائل من نفرت از مامانمه که پنهانش کرده بودم اما توی جلسات که حرف میزدم کم کم دلم برای مامانم سوخت.‌الان خیلی خیلی خیلی دوستش دارم. الان تو یه ساختمون زندگی میکنیم.‌دیشب هم چون همسرم سرما خورده بود پیش مامانم خوابیدم. بنده خدا بچه‌ام و که خیلی گریه میکرد، آروم کرد و هواش و داشت ولی هی یه سره می‌گفت شیرت کمه، شیرت بده، چرا قنداقش میکنی؟ چرا صدا پخش میکنی؟ و کلا نزاشت من روش خودم و اجرا کنم. هی هم به شوخی به پسرم میگه مامانت بده. حالا درسته پسرم دو ماهه است و مامانم جدی نمیکسه ولی خوب دلم میشکنه دیگه.

کسایی که مثل مامانت هستن خودشون زخم خوردن. باهاش همدلی کن تا حست بهتر بشه ‌

عزیزم من کامل درکت میکنم‌ مامان من یه کم شبیه مامانته اما فکر‌کنم با شدت کمتر. من چندسال پیش رفته بو ...

یعنی چی زخم خورده هستن؟مشکل دارن یعنی؟

برای سلامتی مامانم صلوات مهمونم میکنی ؟ممنونتون میشم                                                                    خیلی دعا کردم ولی خواست خدا با دعای ما فرق داشت برای شادی روح مادرم دعا کنین لطفا 😔هیچوقت فکر نمیکردم اینو اینقد زود بگم 
برخوردباپدرومادرونمیدونی. باهاشون خوب باشی به حرفاشون واکنش نشون ندی خوب میشه. وقتی پدرومادررفتن ا ...

قدر چیشونو میدونم وقتی رفتن؟ محبتهای ناکرده ، آزار و اذیتها و تحقیرها ، بی احترامیها، خاطرات بد و......؟؟؟ دقیقا قدر چیو؟؟؟

قدر چیشونو میدونم وقتی رفتن؟ محبتهای ناکرده ، آزار و اذیتها و تحقیرها ، بی احترامیها، خاطرات بد و... ...

نگاه ایناچراالکی اینکاروکنن یکم مثبت باش منفی فکرکردی ک جزتنفردگ چیزی ازشون نداری.کارخودت اشتباه هست هرموقع منفی باشی عصبانیتت وخشمت بیشتروبیشترمیشه وپدرومادرتومقصرمیدونی.وپدرومادرتم دیده اینجوری بدترش کردن.بایدمثبت فکرکنی ک نظرت عوض بشه خوبیاشم توچشت ببینی.

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792