دلم میخواد منم یکم سیاست یاد بگیرم تاراحت کارامو پیش ببرم به خصوص با شوهری که من دارم به من میگه تو هرکاری میخوای برات انجام بدم باید منو خرر کنی ولی بلد نیستی این کارو بکنی
زنی را می شناسم من*که در یک گوشه ی خانه،میان شستن و پختن؛درون آشپزخانه*که می گوید پشیمان است*چرا دل را به او بسته؛کجا او لایق آنست؟*و با خودزیر لب گوید:گریزانم از این خانه*ولی از خود چنین پرسد:چه کس موهای طفلم راپس از من می زند شانه؟!* زنی را می شناسم من که نای رفتنش رفته*قدم هایش همه خسته*دلش در زیر پاهایش*زند فریاد:دگر بسه
لذت بردن را یادمان ندادند!از گرما می نالیم . از سرما فرار میکنیم.در جمع از شلوغی کلافه میشویم.و در خلوت از تنهایی بغض میکنیم... تمام هفته منتظر رسیدن روز تعطیل هستیم و آخر هفته هم بی حوصلگی تقصیر غروب جمعه است و بس.!همیشه در انتظار به پایان رسیدن روزهایی هستیم که بهترین روز های زندگیمان را تشکیل میدهند...مدرسه ،دانشگاه ،کار... حتی در سفر همواره به مقصد می اندیشیم .!بدون لذت از مسیر...!غافل از اینکه زندگی همین لحظه هاییست که میخواهیم بگذرند...🤍🌺صدبار اگر توبه شکستی بازآ🌱