2777
2789
عنوان

شروع زندگی

256 بازدید | 10 پست

فردا اسباب کشی دارم 

میریم به اولین خونه مشترکمون 

خیلی حس عجیبیه هم خوشحالم هم خیلی استرس و دلشوره دارم از صبح انقدر هیجان دارم که هیچکاری نتونستم انجام بدم بالاخره همه چی همونجوری شد که وقتی ۱۵ سالم بود ارزو کردم

یه خونه برای من و محمد و دختر۱۵سالمون(خواهرشوهرم)

خیلی این مدت سخت گذشت همش برای دیدن هم تو راه بودیم یه وقتایی محمد ۵ ساعت میومد و ۵ ساعت برمیگشت تا ۲ ساعت باهم‌باشیم بعضی وقتا من ۳ صبح‌ راه‌ میوفتادم و صبحانه میگرفتم جلو در خونه منتظر میموندم ۷ بشه زنگ در بزنم باهم صبحونه بخوریم

یه زمانی بخاطر درس و ایندم به عشق ۳ سالم گفتم دیگه نمیخوامت و دلش شکوندم و تا الان عذاب وجدان حرفای اونموقع باهامه

ولی دیگه همه چی تموم شد میتونم راحت نفس بکشم 

خدایا شکرت شکرت شکرت

از امروز میشم مادر کسی که فقط ۵ سال ازم کوچیکتره اسم دخترم صوفیاست❤️(صوفیا خواهرشوهرمه)❤️به زودی خانوادمون چهارنفره میشه

خاهرشوهرت با شما زندگی میکنه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟  

دیگه نه صلوات میفرستم نه دعا میکنم نه اسمتو میارم نه باهات حرف میزنم نه برات نامه مینویسم....چرا همه چی یطرفه باشه؟؟؟فقط من صدات کنم؟تو جواب ندی؟این رسمشه؟برو با همون بنده عزیزات که براشون کم نمیذاری.منم یه گوشه این دنیا زندگیمو میکنم تا .......

بچه‌ها، دیروز داشتم از تعجب شاخ درمیاوردم

جاریمو دیدم، انقدر لاغر و خوشگل شده بود که اصلا نشناختمش؟!

گفتش با اپلیکیشن زیره لاغر شده ، همه چی می‌خوره ولی به اندازه ای که بهش میگه

منم سریع نصب کردم، تازه تخفیف هم داشتن شما هم همین سریع نصب کنید.

خاهرشوهرت با شما زندگی میکنه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟    

من ۱۵ سالم بود با شوهرم اشنا شدم اونموقع پدر و مادرش جدا شده بودن و محمد از همون موقع میگفت دوست داره خواهرش کنارش بلشه منم خواهرشو خیلی دوست داشتم و دارم از همون موقع احساس میکردم میتونم جای مادرش باشم با اینکه فقط ۵ سال ازش بزرگتر بودم و این حس روم‌موند و رابطمون خیلی خوبه هروقت شوهرم میاد پیشم اونم میاد و شب پیش من میخوابه و همه چیو بهم میگه اکثر تاپیکام دربارع صوفیاست 

چیزایی که براش میخرم جاهایی که میبرمش فیلمایی که باهم میبینیم وقتایی که باهاش درس کار میکنم

از امروز میشم مادر کسی که فقط ۵ سال ازم کوچیکتره اسم دخترم صوفیاست❤️(صوفیا خواهرشوهرمه)❤️به زودی خانوادمون چهارنفره میشه
دخترت خاهر شوهرت هسیت؟ توضیح میدی

من ۱۵ سالم بود با شوهرم اشنا شدم اونموقع پدر و مادرش جدا شده بودن و محمد از همون موقع میگفت دوست داره خواهرش کنارش بلشه منم خواهرشو خیلی دوست داشتم و دارم از همون موقع احساس میکردم میتونم جای مادرش باشم با اینکه فقط ۵ سال ازش بزرگتر بودم و این حس روم‌موند و رابطمون خیلی خوبه هروقت شوهرم میاد پیشم اونم میاد و شب پیش من میخوابه و همه چیو بهم میگه اکثر تاپیکام دربارع صوفیاست 

چیزایی که براش میخرم جاهایی که میبرمش فیلمایی که باهم میبینیم وقتایی که باهاش درس کار میکنم

از امروز میشم مادر کسی که فقط ۵ سال ازم کوچیکتره اسم دخترم صوفیاست❤️(صوفیا خواهرشوهرمه)❤️به زودی خانوادمون چهارنفره میشه
من ۱۵ سالم بود با شوهرم اشنا شدم اونموقع پدر و مادرش جدا شده بودن و محمد از همون موقع میگفت دوست دار ...

چه جالب خوشبخت باشی عزیزم

لطفا هر موقع منو دیدید جایی بهم یاداور بشین اینجا نیا ممنون با تشکر//////////
چه جالب خوشبخت باشی عزیزم

ممنون💕

از امروز میشم مادر کسی که فقط ۵ سال ازم کوچیکتره اسم دخترم صوفیاست❤️(صوفیا خواهرشوهرمه)❤️به زودی خانوادمون چهارنفره میشه
من ۱۵ سالم بود با شوهرم اشنا شدم اونموقع پدر و مادرش جدا شده بودن و محمد از همون موقع میگفت دوست دار ...

بسیار هم عالی  

دیگه نه صلوات میفرستم نه دعا میکنم نه اسمتو میارم نه باهات حرف میزنم نه برات نامه مینویسم....چرا همه چی یطرفه باشه؟؟؟فقط من صدات کنم؟تو جواب ندی؟این رسمشه؟برو با همون بنده عزیزات که براشون کم نمیذاری.منم یه گوشه این دنیا زندگیمو میکنم تا .......

خوشبخت باشی😍

همچنین شما 💕

از امروز میشم مادر کسی که فقط ۵ سال ازم کوچیکتره اسم دخترم صوفیاست❤️(صوفیا خواهرشوهرمه)❤️به زودی خانوادمون چهارنفره میشه
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز
داغ ترین های تاپیک های امروز