2777
2789
عنوان

عشق قدیمی

89 بازدید | 6 پست

ده ساله ازدواج کردم قبلا با پسرعموم بودمو دوسش داشتم ولی اون ابراز علاقه نمیکرد زیاد فقط یه بار گفت هر چی خواست خدا باشه و از این حرفا بعد خواستگار اومدو گفتم خواستگار دارم گفت خوشبخت بشی و من واقعا فهمیدم من و نمیخواد و ازدواج کردم ما تو یه شهر بزرگ و اون تو یه روستا و موقعیت خانواده من از همه لحاظ بهتر و خودم ازش خیلی سرتر تو این ده سال سعی کردم کمتر ببینمش یا اصلا انگار نمیبینمش مگه مجبور میشدم سلام میدادم تا اذییت نشم تا فوت پدر بزرگم ۳ هفته پیش چشم تو چشم شدیم و حرف زدیم و بعدش پیام داد و چند شب با هم پیام دادیم 

ولی من هنوز خیلی دوسش دارم ولی اون باز هم سرد و خشک 

از فامیل شنیدم که زنش میگه خیلی بی احساسه 

من بهش گفتم این پیام دادن ها اشتباهه و کم شد 

ولی من هر دقیقه پروفایلش رو میبینم ولی اون بازم میدونم راحته راحته انگار نه انگار.اون وضعش خیلی خوب شد تو این چند سال.من خدا رو هزار مرتبه شکر میکنم که باهاش ازدواج نکردم ولی هنوز هم دوسش دارم و حتی اسمش رو میشنوم تپش قلبم زیاد میشه 

بچه‌ها، دیروز داشتم از تعجب شاخ درمیاوردم

جاریمو دیدم، انقدر لاغر و خوشگل شده بود که اصلا نشناختمش؟!

گفتش با اپلیکیشن زیره لاغر شده ، همه چی می‌خوره ولی به اندازه ای که بهش میگه

منم سریع نصب کردم، تازه تخفیف هم داشتن شما هم همین سریع نصب کنید.

ارسال نظر شما
این تاپیک قفل شده است و ثبت پست جدید در آن امکان پذیر نیست

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز