نمیدونم شاید مریضم
اما خیلی بهش حسودی میکنم
بابام خیلی حواشو داره نمیذاره اب تو دلش تکون بخوره
با کل فامیلاش قهره مامانم ولی بابام به جای سوءاستفاده که اکثر مردا میکنن خیلی هواشو داره
تو همه زمینه ای هواشو داره چون شاید چون شوهر من اینجور نیست این حس رو پیدا کردم مثلا میریم خونشون بابام همش دور بر مامانمه حتی میاد پیشش میشینه سر به سرش میذاره ولی ما که چند سال جوان تریم اینکارا نمیکینم حسودیم میشه بهش
یا مثلا هنوز که هنوزه میگه بابات گفته برو لباس خواب این رنگی. بخر ولی شوهر من اصلا و ابدا