سلام . انشاالله رو ب راهین ... خانما شوهرم هردوروز میزنم خسته شدم فحشم میده و هرشب نفرینم میکنه الهی بمیری خشک بلندت کنم صبح ... تو سرطان داری من میدونم قراره بمیری ... اینا رو همیشه بهم میگه ...دوتا بچه دارم دوتاشون پسرن کوچیکن دوساله و 5ماه . حتی نمیزاره برم یک سری به خانواده م بزنم . پدر مادرم فوت شدن الان سه ساله حتی منو نمیبره سرخاکشون . جلو همه فامیلاش میبرن مهمانی میزنتم یا بهم اهانت میکنه .موندم چ کنم خسته شدم .هرشب و روز کارم شده گریه .خیلی خستمه .ما مستاجریم پول داره ولی همه ش دنبال خونه یهست ک نزدیک مامانش باشه .منو هی تو خونه های نم دار و شوره و رطوبت میزاره .نمیدونم چکار کنم دیگه
امروز باید بچه هام رو ور دارم و از دستشون یکطوری جیم بزنم .چون دیوار به دیوار خونه مادرشیم . دعا کن ...
دیدن خواهرا و برادرام حسرتی مونده توی دلم . نه اونا میتونن بیان نه منو میبره . حتی شماره هاشون نمیزاره توگوشیم باشن .تلفنی هم نمیزاره باهاشون در ارتباط باشم . اخه چطور بتونم ادامه بدم