من و شوهرم از هم جدا زندگی میکنیم ۵ ماهه
یعنی حقیقتا از اول من جهیزیه نبردم و همه وسایل خودش گرفت و بعد از اون سر دعوایی که کردیم و من مقصر بودم گفت برو از اون خونه و تو ی خونه خیلی کوچیک دارم زندگی میکنم اجاره خونه رو اون میده خودم کار میکنم و خرج خودم میدم و باهم در رفت آمدیم یعنی من میرم خونه ای که ۲ سال خونه مشترکمون بود و الان خونه اون هست
خانوادم نمیدونن میترسم بفهمن
از طرفی نمیدونم قصدش چیه و جدا شدن ازش هم میترسوندم
هی میگم خودم زندگی خراب کردم وایسم با صبوری درستش کنم اما از طرفی نابود شدم زیر اینهمه فشار
خانوادم موافق جداییم نیستن چون خبر ندارن از این داستانا